{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر چه کردی به دلم ، ... باز تو را بخشیدم

هر چه کردی به دلم ، ... باز تو را بخشیدم
با زبان زخم زدی ... دشنه زدی ... خندیدم!
معنی تک تک رفتار تو را ... میفهمم
ساده لوحی ست ... بگویم که نمی فهمیدم !
غرق تردید شدم ، ... باز تحمل کردم
تا زمانی که ... به چشمان خودم هم دیدم
دیدم از خشم خداوند ... نمی ترسیدی
تو نترسیدی و من سخت از آن ترسیدم
بسته بودم ، لب از آن درد و از آن بی مهری
تو جفا کردی و من هیچ ... نمی پرسیدم
عاقبت سرد شدم ، خسته شدم ، یخ کردم !
مثل خورشید ... غروبی که نمی تابیدم
اشک های دل من ، از تو و عشق تو نبود
بلکه از سادگی قلب خودم رنجیدم ..
دیدگاه ها (۱۲)

مــناخـــم کردن تـــو روبه خنـــدیدن با کســی دیــگه عوض نمی...

دوست داشتنگاهی وقت ها تحمل است...اینکه بتوانی با زخم های زند...

‎دوســـــــــت داشـتـنــت ...‎بوی باران می دهد‎همان قدر بی م...

هیاهوی غریب و مبهمی پیچیده در جانمپرم از حس دلگیری که نامش ر...

پارت هشت رفتم شام خوردم بعد خوابیدمصبح بلند شدم رفتم دست و ص...

پارت 13نگاهی به ساعت کردم ساعت ۱۲ شب بود تشنم شده بود پاشدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط