{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پروردگارم ...

پروردگارم ...
شکوفایی روزت را سپاس میگویم که تاریکی شب را پایان می بخشد
و تاریکی شب را نظاره گرم که هیاهوی روز را سرانجام است؛
در این میان این "من" هستم که بالا میروم؛
پایین می آیم ؛
خوشحال و غمگین می شوم؛
تهی و سرشار می شوم و باز....
همان میشوم که بودم،
پروردگارم بندگی ام را بپذیر.
با یه بغل هوای تازه
سلام،صبح زیباتون بخیر
دیدگاه ها (۶)

یک متن بسیار زیبا از سیمین بهبهانی: بافتن را از یک فامیل خیل...

گفتـــــم فاصـــــله از اینجـــــا تا کربـــــلا چقـــــدر ا...

کودکی، پروازِ خیال بود در هوایِ بی‌مسئولیتی؛ زمانی که غصه‌ها...

کودکی، پروازِ خیال بود در هوایِ بی‌مسئولیتی؛ زمانی که غصه‌ها...

قصه نهم: کمیل بن زیادراز و نیاز با خدا، سلاح نهایی در برابر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط