{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قطار شو که مرا با خودت سفر ببری

قطار شو که مرا با خودت سفر ببری

به دورتر برسانی ــ به دورتر ببری

تمام بود ونبود مرا در این دنیا

که تا ابد چمدانی ست مختصر ببری

ومن تمام خودم را مسافرت بشوم

تو هم مرا به جهان های تازه تر ببری

سپس نسیم شوی تو و بعد ازآن یوسف…!

که پیرهن بشوم تا مرا خبر ببری

مرا به خواب مه آلود ابرهای جهان

به خواب های درختانِ بارور ببری

و بعد نامه شوم من… چه خوب بود مرا

خودت اگر بنویسی ــ خودت اگر ببری

عجیب نیست که هیزم شکن بیاشوبد

درخت اگر که تو باشی دل از تبر ببری

دوباره زوزه ی باد و شکستن جاده

چه می شود که مرا با خودت سفر ببری
دیدگاه ها (۳)

قطار شو که مرا با خودت سفر ببریبه دورتر برسانی ــ به دورتر ب...

قطار شو که مرا با خودت سفر ببریبــه دورتر برسانی ــ بـــه دو...

🌸یه روزی یاد می گيری کمی دورتر از خودت بایستی و از فاصله ای...

به برکت انهدام سالهای عمر، از یک جایی یاد می گبری کمی دورتر ...

عصر این جمعه دلگیر وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته شود حس، تو ...

عصر يک جمعه‌ي دلگيردلم گفت بگويم بنويسمکه چرا عشق به سامان ن...

عـصـر یک جـمـعـه ی دلـگـیـر، دلـم گـفـت بگـویـم بنویسم که چـ...

عصر يک جمعه‌ي دلگيردلم گفت بگويم بنويسمکه چرا عشق به سامان ن...

عصر یک جمعه ی دلگیر، دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انس...

عصر یک جمعه ی دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط