مثلا نزدیک افطار که میشود

مثلا نزدیک افطار که میشود
بزنیم شبکه سه و برنامه احسان علیخانی را ببینیم...
بغلم کنی و بگویی جان دلم؟؟؟ ما را هم باید به برنامه علیخانی ببرند
چه عذاب هایی کشیدیم تا به هم برسیم...
من هم تو را ببوسمت و بگویم
یک چیزی بگویم راستش را میگویی؟؟؟
بگو جانا...
من جذاب ترم یا احسان علیخانی؟؟؟
بگویی به احسان علیخانی بگو با آن کت شلوار های لاکچری و تیپ با شخصیتش بیاید و مقابل حضرت یار ما سر تعظیم فرود اورد...
جذاب ترین شخصیت قصه عاشقی من تویی حضرت عشق ..
علیخانی دیگر کیست...
موقع خواب که میشود بگویم...
بانو عذر میخواهم ....
امکانش هست شماره شما را داشته باشم
تا برای سحر بیدارتان کنم؟؟؟؟
تو هم بگویی نه آقا
ما خودمان جان جانان داریم
خیلی هم دوستش میداریم...
مزاحم نشو جناب...
بگویم جان جانانت فدای شما...
سحر که بیدار شدیم و سحری را خوردیم
موقع نماز صبح برم جلو تر از تو بایستم
جا نمازت را جمع کنی و بروی جلوی من بایستی
بگویی همیشه من باید جلوتر باشم
همیشه حرف حرف من است،فهمیدی؟؟
بگویم جانا معلومه که حرف حرف شما است
ولی این را دیگر خدا امر کرده که جلوتر بایستم
دست من نیست... بگویی باشد این دفعه را کوتاه می ایم
ولی رویت زیاد نشود
بغلم کنی دستانت را دو طرف صورتم بگذاری
و بگویی فهمیدی یا نه جانا؟؟؟
نماز صبح را بخوانم
و بعد از نمازم دستانم را رو به آسمان بگیرم و بگویم
خدا بابت این هدیه زیبایت تو را شکر میکنم
خدایا تو را شکر
که یکی از فرشته های آسمانی ات را نصیب من کردی
خدایا درد حضرت یارم را به جان من بینداز...
خدایا شکرت
خدایا شکرت....

#امیرعلی_اسدی
دیدگاه ها (۱۸)

هیچ وقت دوستم سجاد را از یاد نمی برم ...پسری بود مودب و البت...

بی ماچه می کند دلت💝 که بی تو جان می کند دلم💔

ﻫﻔﺪﻩ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﻮﺩ ...ﭘﺸﺖ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﻗﺎﯾﻢ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩم!ﭘﺪﺭﻡ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾ...

یادت هست؟همیشه میگفتیاخر یک روز یک عالمه از این"خرمایی هایِ ...

پارت دو : نامزد اجباری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط