چی

=چی؟
+چی؟
&شما دوتا پسر خاله دختر خاله هستید
+از دیدنتون خوشحال شدم فعلا...
از خونه زدم بیرون قضیه داشت خیلی عجیب میشد آخه چرا؟ اول ک شد پسر مدیر عامل شرکت الانم شد پسرخالم هیچوقت باورم نمیشد ک اون پسر خالم باشه پسر خاله ای ک هم بازی ی بچگیم بود...
*توی دانشگاه
=خوبی؟
+ممنون
=منم تعجب کرده بودم
+...
=خب امشب میبینمت، خدافظ
منظورش از امشب چی بود؟ ینی چی امشب میبینمت؟
دوست داشتم بمیرم همه چی داتش خیلی سریع اتفاق میوفتاد
دیدگاه ها (۱)

اوکی دوزتان اومدم بیو بدم من آوین عم.. 13 سالمه، آرمی ام بای...

ولی ناهار خوردن با رفیقام>>>:)

با امید رفتم تولد اکسش و برگشتم تقریبا ساعت10 بود رفتم بیرون...

پارت 4 راستی من اونجوری ک بابام میگفت قراره از این ب بعد بیش...

عشق در دل مافیاپارت ۱۲آنچه گذشت: آماده شودم و رفتم پایین که ...

پارت ۵ فصل ۲ که حذف شده بود

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط