{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۲۱:

ویو چویا:

با خنده عصبی بلند شدم
راحت شدی چویا ؟؟ میخواستی همینو بشنوی؟؟ میخواستی مسخره ی این بشی؟؟ تموم ؟؟؟ راحت شدیی؟!!!!؟؟؟؟
عاشق شدن احمقانست!
مگه من کورم؟! از روزی که چشمامو باز کردم شاهد عشق بی برو برگشت مامانم به بابام بودم ولی بعدش چی شد؟؟ تچ بابام عاشق یکی توی بار شد و مامانمو کشت اره اینم نتیجه عشق
بعد من چی؟؟ من احمق عاشق شدم
صدای دازای توی گوشام می‌پیچید اما صداشو نمیشنیدم دلم نمی‌خواست بشنوم فقط با عصبانیت و خنده هیستریک زدم بیرون از همه جا از خونش از اتاقش از عمارتش از زندگیش
خواستم برم عمارت خودمون اما هه نه اینکه کسی منتظرمه اونجا واسه همین نمیتونم برم
حقیقت اینه من هیچکیو ندارم
بر نمیگردم خونه میرم نمی‌مونم نه اینجا نه خونمون نه توی این شهر کوفتی کلا میرم از همه جا لازم نیست توی عمارت باشم که



ویو دازای:

بلند شد و قهقهه میزد رفت بیرون من فقط اونو گفتم تا ببینم چی میگه من نمی‌خواستم این جوری شه من نمیخوام از دستش بدم نه دوباره... بلند شدم سریع که یادم اومد پیراهنم و دیروز در آورده بودم اکه‌هع سریع یک لباس پوشیدم و دویدم بیرون نبود! قلبم تند میزد اگه از دستش میدادم هیچوقت خودمو نمی‌بخشیدم دوییدم بیرون عمارت سریع سوار ماشین شدم و خیلی تند روندم سمت عمارتشون
قلبم داشت تند تند میزد ماشینو خاموش کردم و دویدم داخل و درو محکم باز کردم
نفس نفس میزدم آقای تتچو با تعجب از پشت میز بلند شد داشت با همسرش صبحانه میخورد

تتچو: چیزی شده؟
+چویا اینجاست ؟!
تتچو: مگه پیش شما نبود؟
تچ اینجا هم نیست کجاست؟
فقط دویدم بیرون و سوار ماشین شدم دوباره با سرعت خیلی زیادی روندم چند بار نزدیک بود چپ کنم و تصادف کنم اما فقط فکرم پیش اون بود هر جا رو تونستم گشتم اما پیداش نکردم دیگه هیچی و حس نکردم استرس گرفته بودم برگشتم توی عمارت رفتن اتاقی که چویا آخرین بار بود روی تختی که اون دراز کشیده بود
دراز کشیدم و یکی از لباساشو بر داشتم و بغل کردم آروم اشک ریختم تعجب کرده بودم اصلا یادم نبود کی آخرین بار گریه کردم فقط لباسشو به خودم چسبوندم و برای کسی که شاید هیچوقت نبینم گریه کردم
دیدگاه ها (۱)

قهوه آتشین °پارت هشت°ویو چویا°با شیطنت گفت: موری سنسه قبول م...

پارت سهویو اکو:اومدم برم کتمو برداشتم و سوار ماشینم شدم و را...

سلامممم اومدم بگم من فقط میتونم آخر هفته ها بیام آخر هفته قو...

شب از شین سوکوکو هم می‌زارم ✨

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط