پارت ۲
پارت ۲
سه روز بعد_ساعت ۹ و ۵۱ دقیقه صبح_نویسنده "کارن":
الان حدود سه روز گذشته بود و اذیت های تهیونگ ادامه داشت.ولی امروز که زنگ دوم کلاس بود و همه نشسته بودن در کلاس زده شد و یه دانش اموز انتقالی اومد داخل.کنار معلم ایستاد و گفت:
رو وون:سلام من این رو وون،دانش اموز جدید هستم و الفا ام
معلم:خب رو وون میتونی پیش جونگکوک بشینی
و رو وون هم همین کار رو کرد.از اون روز به بعد رو وون و جونگکوک شده بودن تمامِ هم.همیشه و همه جا باهم بودن.و با اینکه سرنوشت تهیونگ و جونگکوک رو جفت کرده بود ولی نه جونگکوک و نه تهیونگ قبول نکرده بودن و هرکی با یه روشی انکارش میکرد.تهیونگ با اذیت کردن و جونگکوک با گشتن با رو وون.
سه روز بعد_ساعت ۹ و ۵۱ دقیقه صبح_نویسنده "کارن":
الان حدود سه روز گذشته بود و اذیت های تهیونگ ادامه داشت.ولی امروز که زنگ دوم کلاس بود و همه نشسته بودن در کلاس زده شد و یه دانش اموز انتقالی اومد داخل.کنار معلم ایستاد و گفت:
رو وون:سلام من این رو وون،دانش اموز جدید هستم و الفا ام
معلم:خب رو وون میتونی پیش جونگکوک بشینی
و رو وون هم همین کار رو کرد.از اون روز به بعد رو وون و جونگکوک شده بودن تمامِ هم.همیشه و همه جا باهم بودن.و با اینکه سرنوشت تهیونگ و جونگکوک رو جفت کرده بود ولی نه جونگکوک و نه تهیونگ قبول نکرده بودن و هرکی با یه روشی انکارش میکرد.تهیونگ با اذیت کردن و جونگکوک با گشتن با رو وون.
- ۳۷۵
- ۰۶ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط