مستیم دردمنو دیگه دوا نمیکنه غم بامن زاده شده من رها نمیک
مستیم دردمنو دیگه دوا نمیکنه غم بامن زاده شده من رها نمیکنه
شب که ازراه میرسه غربتم باهاش میادتویه کوچه های شهربازصدای پاش میادمن غمای کهنمو ورمیدارم
که تویه میخونه هاجابذارم میبینم یکی میادازمیخونه زیرلب مستونه آوازمیخونه خسته ازهرچه که بودخسته ازهرچه هست راه میفتم که برم مثل هرشب مست،مست بازدلم مثل همیشه خالیه بازدلم گریه تنهای میخواد برمیگردم تاببینم کسی نیست میبینم غم داره دنبالم میاد..........
شب که ازراه میرسه غربتم باهاش میادتویه کوچه های شهربازصدای پاش میادمن غمای کهنمو ورمیدارم
که تویه میخونه هاجابذارم میبینم یکی میادازمیخونه زیرلب مستونه آوازمیخونه خسته ازهرچه که بودخسته ازهرچه هست راه میفتم که برم مثل هرشب مست،مست بازدلم مثل همیشه خالیه بازدلم گریه تنهای میخواد برمیگردم تاببینم کسی نیست میبینم غم داره دنبالم میاد..........
- ۳.۲k
- ۰۹ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط