مستی هم درد منو ديگه دوا نمیكنه غم با من زاده شده منو رها
مستی هم درد منو ديگه دوا نمیكنه غم با من زاده شده منو رها نمیكنه
منو رها نميكنه منو رها نميكنه شب كه از راه ميرسه غربتم باهاش مياد
توي كوچه هاي شب با صداي پاش مياد من غماي كهنمو بر مي دارم
كه توي ميخونه ها جا بزارم مي بينم يكي مي ياد از ميخونه
زير لب مستونه آواز مي خونه مستي هم درد منو ديگه دوا نميكنه
غم با من زاده شده منو رها نميكنه منو رها نميكنه منو رها نميكنه
گرمي مستي مياد توي رگهاي تنم مي بينم دل مي خواد با يكي حرف بزنه
#خاص
منو رها نميكنه منو رها نميكنه شب كه از راه ميرسه غربتم باهاش مياد
توي كوچه هاي شب با صداي پاش مياد من غماي كهنمو بر مي دارم
كه توي ميخونه ها جا بزارم مي بينم يكي مي ياد از ميخونه
زير لب مستونه آواز مي خونه مستي هم درد منو ديگه دوا نميكنه
غم با من زاده شده منو رها نميكنه منو رها نميكنه منو رها نميكنه
گرمي مستي مياد توي رگهاي تنم مي بينم دل مي خواد با يكي حرف بزنه
#خاص
- ۳.۹k
- ۲۶ مرداد ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط