#soulmate#
#soulmate#
پارت ۲
( ویو ته )
استاد که وارد شود کنارش دوتا پسر وارد کلاس شودن
استاد گفت که انتقالی گرفتن یکیشون یکم کوچولو بود یکیشونم مثل خرگوش بود کوچولوعه گفت که اسمش پارک جیمین هست و یک سال جهشی خونده پس پسر درس خونی هست اونی که شبیه خرگوش بود گفت اسمش جون جونگکوک هست گفت که به همراه جیمین انتقالی گرفته پس باهام رفیقن استاد اشاره کرد به صندلی جلو منو یونگی و به دختری که تنها اونجا نشسته بود گفت که بره دوتا صندلی جلو تر بشینه و به اون دوتا پسر گفت جلوی منو یونگی بشینن
جونگ کوک جلو من نشست اون یکی هم جلو یونگی
که جیهوپ شروع کرد وراجی کردن( بلا نسبت )
/ : هی ببینیدشون دخترای تازه واردن ( خنده مسخره)
[ استاد رو با & نشون میدم ]
& : جیهوپ درست حرف بزن اونا پسرن
/ : ولی استاد من اینطور نمیبینم بیشتر بهشون میخوره دختر باشن ( لبخند رومخ)
& : جیهوپ بسته با تازه واردا درست رفتار کن
/ : نکنم چی
& : مثل اینکه دلت میخواد بری دفتر مدیر
/ : فکرشم نکن من برم هه
& : ولی من بلدم بفرستم دفتر یونگی پشو جیهوپو ببر دفتر
- : استاد چرا منو میکشی وسط
& : چون میدونم جیهوپ ازت میترسه
/ : هه من از این بترسم فکرشم نکن
- : (پاشد و یه سیلی محکم زد تو صورت جیهوپ ) تا تو باشی به هر کسی توهین نکنی جوجه ( سرد و بی احساس )
٪ : چیکار میکنی یونگی(تا خواست به یونگی سیلی بزنه مدیر وارد شود )
(مدیر @ )
@ : جیهوپ جونگ هو و یونگی بیاید دفتر
- : ولی من که کاری نکردم استاد گفت جیهوپو بیارم دفتر ( خونسرد ، عصبی )
& : بله آقای مدیر من گفتم
@ : خوب پس جیهوپ و جونگ هو بیاین دفتر من
/ ٪ : چشم ( کلافه و عصبی )
یونگی نشست سر جاش که استاد درسو شروع کرد آخرای زنگ بود که استاد گفت برای تحقیق باید گروه شیم و تحقیق کنیم مثل همیشه منو یونگی میخواستیم هم گروهی بشیم که استاد گفت باید ۴ نفره باشیم و هر میز با میز جلو ایش گروه میشه
میز جلویی منو یونگی تازه واردا بودن واقعا با تازه واردا خدا
داشتم باخودم کلنجار میرفتم که پسر جلوییم برگشت چشم تو چشم شودیم که گفت
+ : خوشبختم هم گروهی
تاحالا کسی جرعت نکرده بود باهام حرف بزنه ولی اون تازه وارد بود و از چیزی خبر نداشت پس
منم گفتم ...
پارت بعدی رو به زودی میزارم
واقعا خوبم که شرط نمیزارم ولی شما هم همایت کنید لطفا
پارت ۲
( ویو ته )
استاد که وارد شود کنارش دوتا پسر وارد کلاس شودن
استاد گفت که انتقالی گرفتن یکیشون یکم کوچولو بود یکیشونم مثل خرگوش بود کوچولوعه گفت که اسمش پارک جیمین هست و یک سال جهشی خونده پس پسر درس خونی هست اونی که شبیه خرگوش بود گفت اسمش جون جونگکوک هست گفت که به همراه جیمین انتقالی گرفته پس باهام رفیقن استاد اشاره کرد به صندلی جلو منو یونگی و به دختری که تنها اونجا نشسته بود گفت که بره دوتا صندلی جلو تر بشینه و به اون دوتا پسر گفت جلوی منو یونگی بشینن
جونگ کوک جلو من نشست اون یکی هم جلو یونگی
که جیهوپ شروع کرد وراجی کردن( بلا نسبت )
/ : هی ببینیدشون دخترای تازه واردن ( خنده مسخره)
[ استاد رو با & نشون میدم ]
& : جیهوپ درست حرف بزن اونا پسرن
/ : ولی استاد من اینطور نمیبینم بیشتر بهشون میخوره دختر باشن ( لبخند رومخ)
& : جیهوپ بسته با تازه واردا درست رفتار کن
/ : نکنم چی
& : مثل اینکه دلت میخواد بری دفتر مدیر
/ : فکرشم نکن من برم هه
& : ولی من بلدم بفرستم دفتر یونگی پشو جیهوپو ببر دفتر
- : استاد چرا منو میکشی وسط
& : چون میدونم جیهوپ ازت میترسه
/ : هه من از این بترسم فکرشم نکن
- : (پاشد و یه سیلی محکم زد تو صورت جیهوپ ) تا تو باشی به هر کسی توهین نکنی جوجه ( سرد و بی احساس )
٪ : چیکار میکنی یونگی(تا خواست به یونگی سیلی بزنه مدیر وارد شود )
(مدیر @ )
@ : جیهوپ جونگ هو و یونگی بیاید دفتر
- : ولی من که کاری نکردم استاد گفت جیهوپو بیارم دفتر ( خونسرد ، عصبی )
& : بله آقای مدیر من گفتم
@ : خوب پس جیهوپ و جونگ هو بیاین دفتر من
/ ٪ : چشم ( کلافه و عصبی )
یونگی نشست سر جاش که استاد درسو شروع کرد آخرای زنگ بود که استاد گفت برای تحقیق باید گروه شیم و تحقیق کنیم مثل همیشه منو یونگی میخواستیم هم گروهی بشیم که استاد گفت باید ۴ نفره باشیم و هر میز با میز جلو ایش گروه میشه
میز جلویی منو یونگی تازه واردا بودن واقعا با تازه واردا خدا
داشتم باخودم کلنجار میرفتم که پسر جلوییم برگشت چشم تو چشم شودیم که گفت
+ : خوشبختم هم گروهی
تاحالا کسی جرعت نکرده بود باهام حرف بزنه ولی اون تازه وارد بود و از چیزی خبر نداشت پس
منم گفتم ...
پارت بعدی رو به زودی میزارم
واقعا خوبم که شرط نمیزارم ولی شما هم همایت کنید لطفا
- ۱۴۶
- ۰۴ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط