گفتی...
گفتی...
تابستان که بیاید، تو هم می آیی
چقدر دلگرمم
دلگرم آمدنت
هر شب ماه را غرق رویا خواهم کرد
هر شب طی خواهم کرد جاده ی خوشحالی را...
هر شب، فکر میکنم...
فکر به تو
فکر به کارهایی که...
راستی، چقدر کار دارم برای آمدنت...
امروز که بیدار شدم، خورشید خواب مانده بود!
از امروز، طلوع خورشید را میشمارم تا آمدنت...
تابستان...
تا بحال تابستان را به این زیبایی نشنیده بودم...
چقدر زیباست!
چه گرمای زیبایی خواهد داشت
چه انتظار زیبایی
چه احساس زیبایی
میبینی...
همه چیز زیبا شده است
فقط با حرف آمدنت
بیایی چه میشود؟!؟!
"خودم"
تابستان که بیاید، تو هم می آیی
چقدر دلگرمم
دلگرم آمدنت
هر شب ماه را غرق رویا خواهم کرد
هر شب طی خواهم کرد جاده ی خوشحالی را...
هر شب، فکر میکنم...
فکر به تو
فکر به کارهایی که...
راستی، چقدر کار دارم برای آمدنت...
امروز که بیدار شدم، خورشید خواب مانده بود!
از امروز، طلوع خورشید را میشمارم تا آمدنت...
تابستان...
تا بحال تابستان را به این زیبایی نشنیده بودم...
چقدر زیباست!
چه گرمای زیبایی خواهد داشت
چه انتظار زیبایی
چه احساس زیبایی
میبینی...
همه چیز زیبا شده است
فقط با حرف آمدنت
بیایی چه میشود؟!؟!
"خودم"
- ۱.۷k
- ۱۷ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط