{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اینو من دلم میخواد روزی صد بار به اشتراک بزارم افلاطون را

اینو من دلم میخواد روزی صد بار به اشتراک بزارم افلاطون راگفتند: چرا هرگز غمگین نمیشوی؟ گفت دل برآنچه نمی ماند نمی بندم.فردایک راز است; نگرانش نباش. دیروزیک خاطره بود; حسرتش رانخور. و امروزیک هدیه است; قدرش را بدان و از تک تک لحظه هایت لذت ببر.*از فشار زندگي نترسيد به ياد داشته باشيد که فشار توده زغال سنگ را به الماس تبديل ميکنه..نگران فردايت نباش خدای ديروز و امروز خداى فرداهم هست...مااولين باراست كه بندگي ميكنيم. ولى اوقرنهاست که خدايى ميكندپس به خدايى اواعتمادكن وفردا و فرداها رابه اوبسپار...
دیدگاه ها (۱۱)

داداش شهرام تولدت مباااااااااااااااااااااااارک.واقعا شرمندم ...

اینم دست خط من.خدایی نوشتن با دست چپ خیلی سخته.

لایحه""" تنوع """ ازدواج با قيد دو فوريت به منظور افزايش ج...

مادري پیر مرا،نکته ای زیبا گفت!از بد دنیا گفت!گفت طاووس مشوک...

افلاطون راگفتند: چرا هرگز غمگین نمیشوی؟ گفت دل برآنچه نمی ما...

افلاطون راگفتند: چرا هرگز غمگین نمیشوی؟گفت دل برآنچه نمی مان...

افلاطون راگفتند: چرا هرگز غمگین نمیشوی؟ گفت دل برآنچه نمی ما...

افلاطون راگفتند: چرا هرگز غمگین نمیشوی؟گفت دل برآنچه نمی مان...

افلاطون راگفتند: چرا هرگز غمگین نمیشوی؟ گفت دل برآنچه نمی ما...

افلاطون راگفتند: چرا هرگز غمگین نمیشوی؟گفت دل برآنچه نمی مان...

افلاطون راگفتند: چرا هرگز غمگین نمیشوی؟گفت دل برآنچه نمی مان...

افلاطون راگفتند: چرا هرگز غمگین نمیشوی؟گفت دل برآنچه نمی مان...

افلاطون راگفتند: چرا هرگز غمگین نمیشوی؟گفت دل برآنچه نمی مان...

افلاطون راگفتند: چرا هرگز غمگین نمیشوی؟گفت دل برآنچه نمی مان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط