{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}


گاهی
نمـی‌دانم دقیقاً چه می‌خـواهم…
نه خواسته‌ای مشخص دارم،
نه دعایی دقیـق،
فقط یک دلِ بی‌قـرار دارم
که آرام نمی‌شود…
و همین‌جاست که تو را می‌یابم،
نه چون چیزی بخواهم،
بلکه چون فقط تو می‌توانی
آرامم کنی، حتی وقتی خودم هم
نمی‌فهمم از چه چیزی پریـشانم.
تو خدایی…
نه فقط برای اجـابت خواسـته‌ها،
بلکه برای لمـس بی‌کلامِ دل‌هایی
که حتـی زبانِ درد گفتـن ندارند

#عشق.خداـ رفیق♥️
دیدگاه ها (۰)

حس کردن، وقتی از حد می‌گذرد، دیگر نعمت نیست،تبعیدی‌ست خاموش....

ولی یه نکته مهم میگم ...یادت باشه !درد هر کسی برا خودش بزرگه...

.گفتی مرا چو جویی ؛ در جانِ خویش یابیچون جویمت که در جان ؛ ب...

.ای دهنده ی عقل ها ؛ فریاد رَستا نخواهی تو ؛ نخواهد هیچکسهم...

دستت را که میگیرممی دانم ناب تر از تو دست های تو دستی نیست !...

بزن باران درین بستر که همراهِ تو می بارممیانِ عقل و احساسم ز...

نمی‌فهمم نمی خواهی مرا دیگر و زین پس هان؟!نمی دانم تمام است ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط