حس کردن

حس کردن،

حس کردن،
وقتی از حد می‌گذرد،
دیگر نعمت نیست،تبعیدی‌ست خاموش...
تبعید به سرزمینی که در آن، هر نگاه، تیغ است؛
هر سکوت، فریاد؛
و هر خاطره، زخمی تازه.
ذهن، بی‌وقفه لحظه‌ها را تجزیه می‌کند،
و دل، زیر بار آنچه گفته نشد، خم می‌شود.
بی‌خیالی؟
واژه‌ای‌ست برای آن‌ها که هنوز در ژرفای درد فرو نرفته‌اند.
برای آنکه همه چیز را بیش از حد حس میکند،
دنیا همیشه بلندتر از حد معمول حرف می‌زند…
و هیچ‌کس، صدای ویرانی آرام او را نمی‌شنود...
#آنا_میم
دیدگاه ها (۰)

کاری به جز دلت، آرزو حاجی خانی

بسم الله الرحمن الرحیم برخی گفته اند که مراقبه، به معنای ترک...

پاییز که می‌رسد، انگار کسی در دوردست‌ها آهنگ دلتنگی‌اش را بر...

شاهکاری به نام دروغ

مقدس‌مآب‌ها و التقاطیون؛ دو تیغه جنگ شناختی✍ سید علیرضا آل‌د...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑧من در سرزمینیکه تو را در آن نب...

تک پارتی _ آیین گوشت و سکوت

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۳

پارت: 12 (بخش6) ساعت ١٢:٢٠ بامداد زاویه دید: زین**ماشینم را...

🇮🇷═══════════════════════════════════╔═✦✦✦═╗تیغِ حدّ | جراحِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط