{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‎‌‌‌‌

‎‌‌‌‌
خواب دیدم آمدے از راهِ دور
مهربان و عاشقانہ پر غرور

دست هایِ تو بہ سویم بازشد
پای تا سر در وجودم ناز شد

قلب من مستِ توومهتاب بود
وای یڪباره پریدم خواب بود


وصی پور
دیدگاه ها (۱)

ﻣﻦ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﺗﻮ ﺩﺍﺭﯼ ﺑﯽ ﻭﻓﺎﺋﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﯽﺟﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﭼﻮﻥ ﭼﺮﺍﻏﯽ ﺭﻭﺷﻨ...

زمانی در چشمان‌ تونابودی‌ ، یأس‌و دل‌مرده‌گی‌ در سخن‌ بودند ...

با این دل ماتم زده آواز چه سازمبشکسته نی ام بی لب دم ساز چه ...

وصیی پور

گاهی مسیر جاده به بن بست می‌رودگاهی تمام حادثه از دست می‌رود...

گنجشکی به خدا گفت: لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم سر پناه ...

خواب دیدم به کنارت لب ایوانم منباز هم غرق خیالات فراوانم منه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط