در میان کثرت بودن ها

در میانِ کثرتِ بودن ها
درد من تنهاییست ...
تنهایی مرثیه ای نبود که بابتش اشکی بریزیم...
ولی درد داشت...
این را خدا میدانست ،
که حوا را آفرید...
b
دیدگاه ها (۱)

در دریاےِپر تلاطمِ زندگےهمیشہ موجے رامےتوان یافتڪہ اگر با آن...

بنشینای مه منتا کهفرو بنشیندفتنه هایی کهاز انسرو قدتبرخیزد ...

در ابعاد این عصر خاموش‏من از طعم تصنیف‏در متن ادراک یک کوچه"...

ره گذرانندپرنده ها!می نشینند،لمس می کنند،آواز می خوانند،می ر...

سرم درد می کنه حالم خراب است میان سینه ام سیخ کباب است سرم ...

خودشناسی و خداشناسی – بخش ۲بهرام:خدایا…گاهی احساس تنهایی می‌...

صدای قلبم را شنو به گوش دلکه بی تو میگوید خدا خدا هر دمرها م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط