دختر خوانده ی هیولا پارت هشتم
•••دختر خوانده ی هیولا•••
•••پارت هشت•••
"شدو"
اون دختر کوچولو طوری گریه میکرد که دل سنگ هم آب میشد.. پدرشو از دست داده بود و یتیم شده بود.. حق داره...
چند دقیقه از اینکه تو بغل روژ بود میگذشت.
روژ اروم گفت: فکر کنم خوابش برد.
سونیک- فکر کنم این خونه... باید یه اتاق خالی کوچیک داشته باشه.
روژ- کجا؟
سونیک- ته راه رو.. کنار اتاق شدو.
روژ- باشه.
و رفت.
ناکلز- خب پارتی مونم کنسل شد.
تیلز- دلم سوخت براش..
سیلور- منکه آبجی دار شدم.
امی- الیزابت خیلی برای این اتفاق... 'فین فین' کوچیک بودد.
سونیک- اروم باش امی تو دیگه چرا گریه میکنی؟
امی- خیلی مظلومه... گناه دارهه.
روژ- انقد شیرین و نازه که میشه با یه لیوان چایی خوردش.
تیلز- ها؟ 🫥
سیلور- آبجی منههههه.
- هیسسسس چته عربده میکشی؟
سیلور- اوخ ببخشید حواسم نبود.
لایک و کامنت یادتون نره:) ☆
•••پارت هشت•••
"شدو"
اون دختر کوچولو طوری گریه میکرد که دل سنگ هم آب میشد.. پدرشو از دست داده بود و یتیم شده بود.. حق داره...
چند دقیقه از اینکه تو بغل روژ بود میگذشت.
روژ اروم گفت: فکر کنم خوابش برد.
سونیک- فکر کنم این خونه... باید یه اتاق خالی کوچیک داشته باشه.
روژ- کجا؟
سونیک- ته راه رو.. کنار اتاق شدو.
روژ- باشه.
و رفت.
ناکلز- خب پارتی مونم کنسل شد.
تیلز- دلم سوخت براش..
سیلور- منکه آبجی دار شدم.
امی- الیزابت خیلی برای این اتفاق... 'فین فین' کوچیک بودد.
سونیک- اروم باش امی تو دیگه چرا گریه میکنی؟
امی- خیلی مظلومه... گناه دارهه.
روژ- انقد شیرین و نازه که میشه با یه لیوان چایی خوردش.
تیلز- ها؟ 🫥
سیلور- آبجی منههههه.
- هیسسسس چته عربده میکشی؟
سیلور- اوخ ببخشید حواسم نبود.
لایک و کامنت یادتون نره:) ☆
۴.۱k
۱۱ مرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.