{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیشب رفتم تو اسایشگاهشون پیش همشهریم همشون رفته بودن مامو

دیشب رفتم تو اسایشگاهشون پیش همشهریم همشون رفته بودن ماموریت همونجا خوابم برد نصف شب اومدن داخل یهو با صدای کلفتشون ترسیدم گفتم شاید دزد اومده هههه دیگه نمیرم اونجا تو شب خیلی ترسناکن هههه
دیدگاه ها (۲۴)

نگاه اون یواشکی داره بامادرش باتلفن حرف میزنه ههههه

ﻧﺎﺯﯼ ﻧﺎﺯ ﮐﻦ ﮐﻪ ﻧﺎﺯﺕ ﯾﻪ ﺳﺮﻭ ﻧﺎﺯﻩﻧﺎﺯﯼ ﻧﺎﺯ ﮐﻦ ﮐﻪ ﺩﻟﻢ ﭘﺮ ﺍﺯ ﻧﯿﺎﺯ...

من میجگنم .باید برم اسممو بنویسم برا داعش

چرا در ژاپن کسی "مرگ بر آمریکا" نمیگوید؟پس از جنگ، از یکی از...

سوال

part 4🦋فیک:پرنسس کوچولو پادشاه شب👑🌌_________________________...

آیا هر عشقی از نفرت شروع می شود?

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط