دیشب رفتم تو اسایشگاهشون پیش همشهریم همشون رفته بودن مامو
دیشب رفتم تو اسایشگاهشون پیش همشهریم همشون رفته بودن ماموریت همونجا خوابم برد نصف شب اومدن داخل یهو با صدای کلفتشون ترسیدم گفتم شاید دزد اومده هههه دیگه نمیرم اونجا تو شب خیلی ترسناکن هههه
- ۱.۴k
- ۰۳ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط