{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

:::پارت دوم:::

:::پارت دوم:::
با خنده تمسخرانه گفت:
حتمااااا جای زن ها توی اشپزخونس!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
جنا کت اش را در اورد و به بادیگاردش داد و سیلی محکمی به مرد زد و با داد گفت:
دوباره بگو !@#$%^&*!!!!!!!!!!!!!
جای زن ها توی--...
جنا با سیلی محکم صدای مرد رو توی دهانش خفه کرد
هنوزم میتونی بگی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مرد با موهای ژولیده و لباس پاره پوره و حس سردرد و سرگیجه با تمام وجود گفت:
جای زن ها--...
جنا با داد و سیلی گفت:
بفهم !@#$%^&* زن نه، خانمممممممممممم
بعد از اخرین حرفش سیلی محکمی به مرد زد.
جای--...
جنا دیگه تحمل نداشت پس اخرین حرفش را با خالی کردن گلوله ای به بازوی مرد نا تمام گذاشت.
ادم های جنا وارد انبار شدند و بدن مرد نیمه زنده را، زنده زنده درون اتش انداختند تا بسوزد…
زمان حال(جنا:بیست و یک ساله)
<ویو کیم کی یونگ>
سال پیش یکی پدر بی گناه من رو کشت حالا من باید انتقامم رو بگیرم! 7
حتی اگه کل دنیارو هم ببینم و زیرو رو کنم، حتی اگه فضارو زیرورو کنم میفهمم چه کسی پدرم رو کشت!
سال پیش(جنا: چهارده ساله)7
<ویو جنا>
هه هه نظرت چیه پارک جنا؟؟ اوردمت توی خونه خودم و منو تو تنهاییم و تو به صندلی بسته شدی چه حسی داری؟؟ میخوام باهات مصاحبه کنم! بگو دیگه!!
مرد چسب را محکم از روی دهان جنا کشید و به گوشه ای پرتاب کرد و توی چشم هایش زل زد و به صورتش نزدیک شد. جنا از خیلی وقت پیش منتظر این لحظه بود.‌.. همان لحظه...
.......................................................
خب خب خوشگل های مامی، اینم پارت دو توی کامنتا نظرتون رو بگید و اگه برای ادامش ایده پیده ای چیزی داشتید تو پی وی بیاین قدمتون رو چش👌🏻👌🏻🍓🫐
دیدگاه ها (۰)

:::پارت سوم:::جنا خیلی وقت بود که منتظر این لحظه بود روی صور...

:::پارت چهارم:::سه سال پیش(جنا: هجده ساله)نایون به سمت پرورش...

:::پارت اول:::7 سال پیش(جنا: چهارده ساله) جنا همونطور که یقه...

خب خب💞هلوووووو🤗🤗🤗قرار شد این رمان رو بزاریم چون لایکای بیشتر...

p15شب شده بود.جنا بعد از بستن آتلیه، به سمت خانه راه افتاد. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط