{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیگر سوسوی هیچ چراغی امیدوارم نمی کند

دیگر سوسوی هیچ چراغی امیدوارم نمی کند
دیگر گرمای دستی دلم را به تپیدن وا نمی دارد
میروم تا در تاریکی راه خود را پیدا کنم
که به چراغهای نورانی و دستهای گرم دیگر اعتمادی نیست
دیدگاه ها (۱)

زمان گذشت بدون توجه به چیزهای کوچکی که کم هم نبودند چیزهای ...

دلم به کما رفته برای مردنش دست به دعا شوید...

خالی تر از سکوتم انبـوهــی از ترانـه بــا یـاد صبـح روشـن ...

اگر دلتنگی کم آوردی غصه نخور! من به جای هر دویمان دلتنگتم!!!...

پارت ۸۸ | «ده ثانیه در تاریکی...»دو روز بعد...شرکت از صبح شل...

🚨 بیانیه رسمی و غیرقابل بازگشت 🚨اینجانب، بهرام محمدی، پس از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط