{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیگر سوسوی هیچ چراغی امیدوارم نمی کند

دیگر سوسوی هیچ چراغی امیدوارم نمی کند
دیگر گرمای دستی دلم را به تپیدن وا نمی دارد
میروم تا در تاریکی راه خود را پیدا کنم
که به چراغهای نورانی و دستهای گرم دیگر اعتمادی نیست
دیدگاه ها (۱)

زمان گذشت بدون توجه به چیزهای کوچکی که کم هم نبودند چیزهای ...

دلم به کما رفته برای مردنش دست به دعا شوید...

خالی تر از سکوتم انبـوهــی از ترانـه بــا یـاد صبـح روشـن ...

اگر دلتنگی کم آوردی غصه نخور! من به جای هر دویمان دلتنگتم!!!...

☆پسر بد☆☆_bad boy _☆Part: 9با صحنه ای که مواجه شدم بدنم لرزی...

پارت ۹+- (تو اضافه ای، تو نا خواسته ای، برای هیچ کس مهم نیست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط