{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک { من کی هستم؟ } 𝗉.𝟣𝟩

فیک { من کی هستم؟ } 𝗉.𝟣𝟩

تهیونگ : خب بیاین داخل
همه رفتن داخل اتاق و تهیونگ در رو بست
ا/ت : قبل از اینکه ازم بپرسین حالم خوبه یا نه باید بگم که عالیم و؟
ا/ت دست چپش رو بالا اورد و حلقش رو نشون داد
ا/ت : منو تهیونگ میخوایم ازدواج کنیم، البته با اجازتون
مادر تهیونگ : وای البته که میشه اجازه برای چی ( ذوق و بغض )
پدر تهیونگ : تبریک میگم ( ذوق و بغض )
لونا : اخجون بلاخره ( خنده )
جیمین : ابجی حداقل از داداشت تحازه میگرف-
هانا دوباره به جیمین چشم غره رفت و از بازوش نیشگونی گرفت و جیمین دوباره ساکت شد
جیمین : باشه بابا تبریک میگم بهت ابجی جونم و همونطور تو تهیونگه عزیز
عزیز رو کش دار گفت و باعث شد همه خندشون رو نگه دارن
هانا : ا/ت عزیزم مبارک باشه فدات شم
ا/ت : از همتون ممنونم مرسی ( گریه )
و همه هم رو با گریه بغل کردن ( اخیی😭 )

* 2 سال بعد *

2 سال گذشت و توی این دو و نیم سال چیز های زیادی تغییر کرد.. جیمین و هانا عروسی کردن و صاحب یه دختر کوچولوی ناز به اسم جینا که ترکیب اسم خودشون بود شدن.. ا/ت و تهیونگ هم عروسی کردن ولی بعد از جیمین و هانا.. ا/ت پایین موهاش رو رنگ کرد.. لونا کافه اش رو بزرگ تر کرد.. مادر و پدر لونا و تهیونگ تغییری نکرده بودن ولی نوه دار شده بودن.. یونگی و لونا میخواستن ازدواج کنن ولی خب شانس باهاشون یار نبود و اول بقیه عروسی کردن و اصلا وقت نشد تا اونا هم عروسی بگیرن ولی بلاخره تصمیم داشتن اونا هم ازدواج کنن
*******
هانا : ا/ت شی نگفته بودی یه خونه کنار ساحل داری
ا/ت : اره به کسی نگفته بودم ولی تهیونگ گفت به بچه ها بگیم بریم ساحل منم گفتم بیایم اینجا
هانا : اها که اینطور.. هی جیمین جینا رو نبری تو اب هنوز کوچیکه
جیمین : باشه نمیبرم بیا بگیرش منو تهیونگ میریم
هانا : باشه بدش من.. اخ دختر کوچولوم بزن قدش خاله ببینه میتونی.. اخ فدات بشم
ا/ت : جینا خاله رو بوس کن.. چقد شیرینی اخه کوچولو، راستی لونا و یونگی چرا نیومدن؟

نانازا بیشتر از این نمیشه بنویسم الان تو پارت بعدی مینویسم میزارم🎀💞
حمایت؟ ✨💋
#جونگکوک #کوک #جیمین #نامجون #تهیونگ #وی #جین #شوگا #یونگی #جیهوپ #فیک_بی تی_اس #بی_تی_اس #یونمین #تهکوک #نامجین #فیک_تهیونگ #بنگتن
دیدگاه ها (۳)

فیک { من کی هستم؟ } 𝗉.𝟣𝟪 پارت اخرهانا : مگه بهت نگفتن؟ ا/ت :...

فیک { من کی هستم؟ } 𝗉.𝟣𝟨 تهیونگ : اره دوستت دارم حاضرم جونم...

فیک { من کی هستم؟ } 𝗉.𝟣𝟧کمتر از 3 دقیقه نشد که لونا رسید به ...

فیک { من کی هستم؟ } 𝗉.𝟤از زبان تهیونگ :حس کردم داره تکون میخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط