فیک از بی تی اس وقتی داداشتن(p 1)
فیک از بی تی اس وقتی داداشتن(p 1)
ویو هایون:
سلام من هایون هستم ۲۴ سالمه و با برادرام زندگی میکنم(منظورش اعضاست)
و العان ۳ سالی هستش که من به گروهشون اضافه شدم و من العان دنسر و رپ و وکال کمکی هستم(ی دفعه بگو همه چی هستی دیگه) و امروز هم سرما خورده بودم و تمرین هم داشتیم اعضا رفته بودن کمپانی من چون دیر بیدار شده بودم بعد اونا باید میرفتم پس رفتم ی دوش گرفتمو..........................یعنی همه کارارو انجام دادم و رفتم یخجالو باز کردم دیدم شیر موز هست(شیر موز کوکه)با خودم گفتم کوک که نیست پس یکی که از شیر موزاش بخورم متوجه نمیشه پس برداشتم خوردم و رفتم سمت کمپانی
و بعد از ۱۴ مین رسیدم
کوک:به به خانوم خانوما بلاخره از خواب هفت پادشاه بیدار شده
هایون:هر هر هر دهنتو ببند(سرفه)
نامجون:هایون خوبی
هایون:آره من خوبم
نامجون:باشه بیاین برای تمرین نبینم کسی بره برای استراحت ۵ ساعت بکوب تمرین خب
ته:باشه بریم سر تمرین
و تمرین کردن ۵ ساعت و بریم سراغ داستان
کوک:آییی مردم از خستگی
جین:گل گفتی من که پاره شدم
کوک:برسیم خونه من میرم شیر موزمو میخورم که یدونه هم مونده بود
که هایون آب دهنشو با صدا قورت داد
شوگا:چیشده آب دهنتو اینقدر با صدا قورت دادی(توی گوشش)
هایون:بیا بریم اون طرف بهت بگم(توی گوش شوگا)
و رفتن ی گوشه که اعضا نباشن
شوگا:طعریف کن ببینم باز چه گندی زدی
هایون:شوگا اگه ی چیز بهت بگم به کوک نمیگی
شوگا:نمیگم بگو
هایون:من شیر موزشو کوکو خوردم صب
شوگا:خب من چیکار کنم
هایون:میگم بریم زود تر ازش تا براش شیرموز بخریم تا به جونم نیوفته
شوگا:به ی شرطی که شب همه رو ساکت کنی تا من راحت بخوابم
هایون:باشه باشه تو نگران اون نباش من خودم هلش میکنم فقط بدو تا نفهمیده
شوگا:باشه بریم
و..........
تموم(اگه دوس داشتین ادامشو هم بزارن)
ویو هایون:
سلام من هایون هستم ۲۴ سالمه و با برادرام زندگی میکنم(منظورش اعضاست)
و العان ۳ سالی هستش که من به گروهشون اضافه شدم و من العان دنسر و رپ و وکال کمکی هستم(ی دفعه بگو همه چی هستی دیگه) و امروز هم سرما خورده بودم و تمرین هم داشتیم اعضا رفته بودن کمپانی من چون دیر بیدار شده بودم بعد اونا باید میرفتم پس رفتم ی دوش گرفتمو..........................یعنی همه کارارو انجام دادم و رفتم یخجالو باز کردم دیدم شیر موز هست(شیر موز کوکه)با خودم گفتم کوک که نیست پس یکی که از شیر موزاش بخورم متوجه نمیشه پس برداشتم خوردم و رفتم سمت کمپانی
و بعد از ۱۴ مین رسیدم
کوک:به به خانوم خانوما بلاخره از خواب هفت پادشاه بیدار شده
هایون:هر هر هر دهنتو ببند(سرفه)
نامجون:هایون خوبی
هایون:آره من خوبم
نامجون:باشه بیاین برای تمرین نبینم کسی بره برای استراحت ۵ ساعت بکوب تمرین خب
ته:باشه بریم سر تمرین
و تمرین کردن ۵ ساعت و بریم سراغ داستان
کوک:آییی مردم از خستگی
جین:گل گفتی من که پاره شدم
کوک:برسیم خونه من میرم شیر موزمو میخورم که یدونه هم مونده بود
که هایون آب دهنشو با صدا قورت داد
شوگا:چیشده آب دهنتو اینقدر با صدا قورت دادی(توی گوشش)
هایون:بیا بریم اون طرف بهت بگم(توی گوش شوگا)
و رفتن ی گوشه که اعضا نباشن
شوگا:طعریف کن ببینم باز چه گندی زدی
هایون:شوگا اگه ی چیز بهت بگم به کوک نمیگی
شوگا:نمیگم بگو
هایون:من شیر موزشو کوکو خوردم صب
شوگا:خب من چیکار کنم
هایون:میگم بریم زود تر ازش تا براش شیرموز بخریم تا به جونم نیوفته
شوگا:به ی شرطی که شب همه رو ساکت کنی تا من راحت بخوابم
هایون:باشه باشه تو نگران اون نباش من خودم هلش میکنم فقط بدو تا نفهمیده
شوگا:باشه بریم
و..........
تموم(اگه دوس داشتین ادامشو هم بزارن)
- ۱.۷k
- ۰۱ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط