{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر چه کردی به دلم ، ... باز تو را بخشیدم

هر چه کردی به دلم ، ... باز تو را بخشیدم
با زبان زخم زدی ، ... دشنه زدی ... خندیدم
معنی تک تک رفتار تو را ... میفهمم
ساده لوحیست ، ... بگویم که نمی فهمیدم !
غرق تردید شدم ، ... باز تحمل کردم
تا زمانی که ... به چشمان خودم هم دیدم
دیدم از خشم خداوند ... نمی ترسیدی
تو نترسیدی و من سخت از آن ترسیدم
بسته بودم ، لب از آن درد و از آن بی مهری
تو جفا کردی و من هیچ ... نمی پرسیدم
عاقبت سرد شدم ، خسته شدم ، یخ کردم !
مثل خورشید ... غروبی که نمی تابیدم
اشک های دل من ، از تو و ظلم تو نبود
بلکه از سادگی قلب خودم رنجیدم ...
دیدگاه ها (۱)

مرا ترجیح بدهبه قدم زدن و غرق شدن در موسیقیبه خندیدن؛رقصیدن؛...

در سینه من یک «تو» نفس می کشد ...گاهی، بی نهایت عاشق است و گ...

کاش غیر از من و تو هیچ کس با خبر از ما نشودنوبت بازی ما باشد...

می روی و من پشت سرت آب نمی ریزم… وقتی هوای رفتن داری دریا را...

وقتی باهم دعوا میگیرین از خونه میری ولی وقتی برمیگردی میبینی...

خب ممکنه بعضی از شما ها سوالی شده که چرا ناگهانی ارت کشیدم🗿خ...

#قمار_سرنوشت پارت²⁹ویو لونا با صدا زنگ گوشیم از خواب پریدم ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط