{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اولین روز بارانی را به خاطر داری؟ غافلگیر شدیم چتر نداشتی

اولین روز بارانی را به خاطر داری؟ غافلگیر شدیم چتر نداشتیم خندیدیم دویدیم و به شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم دومین روز بارانی چطور؟ پیش بینی اش را کرده بودی چتر آورده بودی و من غافلگیر شدم سعی می کردی من خیس نشوم و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود.

و سومین روز چطور؟ گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من کاملا خیس شد . و و و و چند روز پیش را چطور؟ به خاطر داری؟ که با یک چتر اضافه آمدی و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر راه برویم . . . فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم تنها برو . .

علی شریعتی
دیدگاه ها (۶)

این نیز بگذرد...

ﮐﻮﺩﮐﻢ ﮐﻔﺶ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍﻧﭙﻮﺵ ﺗﻼﺵ ﺗﻮ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻧﺖ ﻏﻤﮕﯿﻨﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﺪﮐﻮﺩ...

بدون شرح

سناریو کازوتورا درخواستی

وقتی مریض بودی ولی …

🧁 پارت یازدهم | زیر بارانچند روز بعد...از صبح، آسمان سئول اب...

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

پارت: 27 (بخش4) **زاویه دید: زین**بارون پاییزی شروع شده بود؛...

اولین روز بارانی را به خاطر داری؟غافلگیر شدیمچتر نداشتیمخندی...

اولین روز بارانی را به خاطر داری؟غافلگیر شدیم چتر نداشتیم خن...

اولین روز بارانی را به خاطر داری؟غافلگیر شدیم چتر نداشتیم خن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط