{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#من_از_اندوه_گلی_سرخ_خبر_آوردم

#من_از_اندوه_گلی_سرخ_خبر_آوردم
که زمین در پی تکرار حقیقت
نفس باغچه را می گیرد
باغی از حسرت پروانه کشیده تا صبح
که در آن
بوتهٔ حیرت
خبر از میوهٔ فردا می داد...🐬
دیدگاه ها (۲)

#از_روزی_که_دیدمت_انگار_همه_چیزو_مه_گرفته_بودچشمام فقط تورو ...

#من_خواستم_که_خواب_و_خیال_خودم_شویرویا شوی، امید محال خودم ش...

#تا_آن_هنگام_که_فصل_آخر_در_کتاب_زندگی_انسانی_نوشته_نشدههر صف...

#خودم_گفتم_تو_با_تمام_زن‌ها_فرق_داریخودم گفتمگل های پیراهنت ...

~LIKE THE DAY THAT I MET YOU~~هماننده روزی که تو را ملاقات ک...

« شیطون کوچولوی من »فصل سوم۳( ترجیحاً اول ورق بزنید بعد بخون...

سلام بر هر کسی که خدا مقدر کرده نوشته مرا بخواندجان آئینه جه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط