{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ناگهان در کوچه دیدم بی وفای خویش را

ناگهان در کوچه دیدم بی وفای خویش را
باز گم کردم ز شادی دست و پای خویش را

گفته بودم بعد ازین باید فراموشش کنم
دیدمش وز یاد بردم گفته های خویش را

#مهدی_اخوان_ثالث
.
دیدگاه ها (۱)

یک قهوه سر میز به یادت قجرییک عالمه بغض با کمی در به درییاد ...

مثل مغرورترین کافر دنیا که دلشازکَفَش رفته و حتی به خدا رو ز...

یاد پهلویش، نمازم را شکست ...#یا‌حضرت_فا‌طمه(س)#تسلیت

در دلم جایی برای هیچکس غیر از تو نیست....

‌ ياد تو كه مي افتم دست دلم را می گيرم می رويم پای قرارهای ن...

رمان استاد ریاضیات

رویایی واقعی اما مانند دروغ....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط