عشق مافیایی

عشق مافیایی

Part 37
ویو ات
رفتیم اتاق لباسامونو پوشیدم نشستم روی جلوی میز آرایش
ات: بیا موهامو خشک کن
جیمین‌: البته هر چیزی برای شما
سشوار رو برداشت موهامو خشک کرد
جیمین: موهات از کل زندگی من خوشگل تره
ات: واقعاً
جیمین : آره مگه میشه عاشق همچنین ملکه ای نشیم
ات: منم عاشقتم
جیمین‌: من بیشتر از هر چیزی
ات: تموم شد
جیمین: آره
ات: بیا با کش ببند
جیمین‌: نه حق نداری ببندی بزار باز بمونه
ات: باشه بریم صبحونه بخوریم
بلند شدیم رفتیم آشپزخانه دیدم خدمتکار ها همه چی رو آماده کردن
ات: هممممم فکر کنم آقای پارک میخواستی آشپزی کنی
جیمین: عروسکم بمونه واسه شام
ات : عروسک
جیمین‌: آره عروسک خوشگلم
ات: بیا صبحونه بخوریم از گشنگی میمیرم
جیمین: تو همیشه گشنه ای
ات : خوب می‌کنم فهمیدی
جیمین: آره آره فهمیدم
روی صندلی نشستم شروع کردم به خوردن غذا جیمین بهم نگاه میکرد
ات: آدم ندیدی
جیمین: دیدم ولی هیچی
اومد کنارم نشست تو دهنش غذا گذاشتم خودمم خوردم
ات: بخور جون بگیر
جیمین: جون میگیرم
ات: خوبه شام پیتزا میخوریم بگم یادت بمونه ولی مثل قبل نباشه
جیمین: باشه
در عین خوردن غذا به جیمین نگاه کردم
ات: ناراحتی
جیمین: نه
ات: راستشو بگو
جیمین: میگم نه
ات: ببخشید عشقم
جیمین : باشه عروسکم اشکال نداره
گونشو بوسیدم موهاشو نوازش کردم
ات: حالا صبحونه بخوریم که کلی کار داریم
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۲۳)

صلح با بوسه ای روی لبم از خواب بیدار شدم...وقتی چشمم رو باز ...

#برادر ناتنی من

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵¹ویو: جونگ کوک× وایی خداااکوک این...

پنهان عشق

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

شب تولدم فصل3پارت18جیمین: چیشده پرنسس چرا گریه میکنیات: جیمی...

رئیس دوست داشتنی من پارت دوازدهمصبح بود من به سرکار اومدم ته...

#سناریو #سناریو_بی_تی_اس ری اکشن بی تی اس وقتی دستشون زخم عم...

چند پارتی

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟖+همه خوردن رفتن هرکس ی جایی رفت منم پاشدم رفتم‌توی حیات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط