{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و پروانه ای

و پروانه ای
که دلش را
به یک پلنگ باخته بود٬
از ماه
پیراهنی
برای شبهای عاشقی می دوخت ..

آریو_همتی
دیدگاه ها (۲)

همیشهبه انتهای گریه که می رسمصدای سادۀ فروغ، از نهایت شب را ...

می دانم همین روزهاآشوب دلم آرام می گیرددر حوالی پاییزهم قدم ...

به خاطر خودت می‌گویم دوستم داشته باشکه در سالن انتظار بلیط س...

گیلان دریـاچـه سراگـاه تـالـش

یک شهر مرا زیر لبش زمزمه می‌کردجانا تو بگو با من دیوانه چه ک...

به اندازه خورشید که دلش برای ماه تنگ شده دلم برات تنگ میشه..

آرزوها پیله هایےدردل هستند که با امیدپروانه اے بال گشودهوبه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط