{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

▪ ️ سوم محرم الحرام

▪ ️ سوم محرم الحرام

به امّید پدر، یک شب به شهر شام خوابیدم
که شاید بینم اندر خواب، رخسار پدر؛ دیدم

مرا جا داد در آغوش مهرش از سرِ یاری
گه او بوسید رخسارم، منش گه چهره بوسیدم

بگفتم ای پدر جان! داد از بیداد «ابن قیس»
که از بیداد آن بیدادگر این‌گونه کاهیدم

در آن صحرای غم‌افزا چو زجر آمد به بالینم
چنان زد تازیانه، ای پدر! بر خویش پیچیدم

اگر بر کوه‌ها می‌ریخت، پاشیده ز هم می‌شد
غم و دردی که در طفلی ز چرخ سفله‌خو دیدم

منم آن دختر ویران نشین شاه مظلومان
که با مظلومی‌ام، آخر بساط خصم برچیدم

چو اندر عهد ذر شایسته‌ی درگاه شد «محرم»
مدال افتخار خدمتش از لطف بخشیدم

شاعر: #محرم_خراسانی
#شعر
دیدگاه ها (۱)

.حدیث کسا به شعر ...اگه باحوصله خوندید و فیض حاصل شد ما رو ا...

حدیث کسا به شعر ...اگه باحوصله خوندید و فیض حاصل شد بنده رو ...

.حدیث کسا به شعر ...اگه باحوصله خوندید و فیض حاصل شد ما رو ا...

/ حدیث کسا به شعر ...اگه باحوصله خوندید و فیض حاصل شد ما رو ...

حدیث کسا به شعر ...اگه باحوصله خوندید و فیض حاصل شد ما رو از...

.حدیث کسا به شعر ...اگه باحوصله خوندید و فیض حاصل شد بنده حق...

داراب افسر بختیاری

اسفندیار نظر

زاهدا چندی بیا با ما به‌خلوت یار باشصحبت احرار بشنو محرم اسر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط