{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ابرها،

ابرها،
نامه‌های مچاله ی منند
که بغض‌هایم را
در آنها می ‌نویسم
و به دست باد می ‌سپارم
تا برایت بخواندش
دیدگاه ها (۲)

باد ..باران . ابر . همه از تو می خوانند .وقتی میایی .

خیالت تخت . چشمهایت را که می بندیشعر روی مژه هایت رد و بدل م...

تا یادت می کنمباران می آید...نمی دانستملمس خیالت هموضو می خو...

I do not love you except because I love you;I go from loving...

شهید ابوالفضل بهاروندمحل شهادت :----------بسم رب الشهدا و ال...

به تو نامه می نویسمنامه ای نوشته بر بادکه به اسم تو❤ رسیدمقل...

می نویسمـ دوستتــ دارمـبخوان دلمـ برایتــ تنگــ شدهمی نویسم ...

روزی می‌رسد؛که یک پارچه ی سفید پایان می‌دهد؛ به من...به شیطن...

۱۸ آگوستوقتی تو را دیدم شروع کردم به دوست داشتن درد هایم شای...

عاشقانه های شبنم

جـای خالـیِ نبودنـم را با خوانـدنِ شعـر‌هـایـم پُر کنهر قـاف...

آقای امام رضایی ما

خدایا بدون نوازشهای تو,میان دست های زندگی مچاله می شویم... ن...

دلم یک فقره دیوانه می‌خواهدکه بیاید و با هم برویم سراغ تمامد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط