{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسره داشت تو پاساژ گشت میزد

پسره داشت تو پاساژ گشت میزد
چشمش افتاد ب دوتا دختر
سرشو انداخت پایین
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
چون دوتا خوشگلترش از طبقه پایین داشتن رد میشدن^___^
چیه فکرکردی ادم میشن؟!!!!!
دلت خوشه هاااااااااا
دیدگاه ها (۲)

بچه پولدارم نشدیم یکی عاشق پورشمون بشه:l........همه عاشق خود...

با اون سوزی ک مامانم تو ماشین وختی من رانندگی میکنم آیت الکر...

خدا بده از این سلفیا^_^

نخندین:-/حقیقته...

صبح میشه ساکورا پا میشه میره تو حال و میفهمه میزوکی رفته دست...

دلش می‌خواست لباسا و همونجا پاره کنه و آتیش بزنه و دور بریزه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط