{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز کن پنجره را

باز کن پنجره را
من تو را خواهم برد
به سر رود خروشان حیات،
آب این رود به سر چشمه نمی گردد باز؛
بهتر آنست که غفلت نکنیم از آغاز .
باز کن پنجره را !
دیدگاه ها (۱)

من برای آنکه چیزی از خود به تو بفهمانم جز چشمهایم چیزی ندارم...

اے تــو اے ارام جــانمدر ڪـنار ڪیستـےاے همـه روح وروانــمنـ...

تنهاییِ آدم ها بزرگ است !خیلی بزرگ ... شاید هم به وسعت یک د...

فقط دشمن‌ها هستند که همیشه، حرفِ هم را بی هیچ کم و کاستی میف...

نیایش صبحگاهی 🌸🍃🌸الهی ادای شکر ترا هیچ زبان نیست و دریای فضل...

باز این چه شورش است...ای‌ایرانای‌مرز‌پرگهرای‌خاکت‌سر‌چشمه‌هن...

غروب که شد ،هرجای این شهر آهنی بودی خودت را به خانه ام برسان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط