{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

𝑀𝓎 𝒮𝒶𝒹𝒾𝓈𝓂𝒾


پارت ۱۵

تا به خودم اومدم فهمیدم که داره شونه هامو تکون میده تا به خودم بیام

+هی..هی سوهی خوبی؟.
_آره..آره خوبم؟
+چیزی شده؟
_ن..نه بریم..

بعد رفتیم سوار ماشین شدیم و به سمت خونش راه افتادیم..توی راه حرفی نزدم که شروع کرد
+بابت اون شب..من واقعا پشیمونم..
_میدونم..
+چی!؟
_جیمین بهم گفت حالت چطوریه..
+آه..هیونگگک*زیر لب*

رسیدیم به خونه و سوار آسانسور شدیم و دوباره مثل دفعه پیش کلی آدم ریخت داخل آسانسور..من دوباره چسبیدم به کوک اما ایندفعه فرق داشت..دستامو دور کمرش حلقه کردم و محکم گرفتمش توی بغلم..
اونم همین کارو کرد..بعد در آسانسور باز شد و به سمت خونه رفتیم..درد باز کرد و رفتیم داخل من رفتم توی اتاق و در. بستم تا لباس عوض کنم...دو دقیقه به خودم اومدم دیدم کوک اومده توی اتاق!

منم فقط شلوارمو پوشیده بودم و سوت..ین اسپرت مشکیم معلوم بود ..
یه لباس گرفتم جلو خودم و گفتم

_یه صدایی میدادیییی برو بیروننننن!!
+*نگاه شیطون*
_به چی نگاه میکنی؟؟
+به خوشگلیت..
_آیششش کوک برو بیروننن!!*جیغ*
+باشه بابا رفتم*خنده*

بعد لباسمو پوشیدم و رفتم توی هال تا برم تلویزیون نگاه کنم...روشنش کردم
_نه!
_عوقق چندششش
_اخبار بدم میاد..
_چرا چیزی نداره..
_ایییی بوسه.

تلویزیون هیچی نداشت پس رفتم تا کتاب دیجیتال بخونم..رمانی که داشتم میخوندم عاشقانه بود و هیجان زیادی داشت..


"۲۰مین بعد"
_نههههه چرا به هم نرسیدننننن!!
+چیشده؟؟*دهن پر*
_یونگسان به جینهو نرسیدددد!!*عر زدننن*
+آیششش سوهی! داستان رو میگی!
_بدبخت تنبل اگه کتاب میخوندی الان بهتر بود وضعیتت!
+با منی؟
_نه عمتم!

اومد نزدیکم و روم خیمه زد!..
+میدونی که تو الان زن منی و میتونم هر کاری بکنم؟ هوم؟*شیطون بم*
_آره میدونم!
+خب امتحانش کنیم؟
_برو بابا چصی
و هولش دادم اونور
+اَههه یه بار میشه حالمو خراب نکنی!
_به من چه..
+هوفف خدایا..

بعد رفتم توی گوشیم و داشتم تیک تاک نگاه میکردم..از شانس بد منم همش شده بود کوک.. ادیت های کوک.. شیپ هاش..

گوشی رو خاموش کردم و رفتم توی اتاق دیدم بدون لباس و فقط با یه باکسر دراز کشیده روی تخت..

رفتم سمت تخت و خودمو پرت کردم روش رو محکم بغلش کردم
+سرت به جایی نخورده؟..
_ببند دهنتو میخوام لذت ببرم..
اونم منو بغل کرد و همچنان داخل گوشیش می‌گشت..کم کم گذشت و داشت چشمام شنگین میشد که گوشمو گذاشتم سر سینش

تپ تپ.،تپ تپ..تپ تپ.. تپ تپ..

صدای ضربان قلبش خیلی منظم بود برعکس من که داشت با جت آمریکایی مسابقه میداد..!




اهایییی هواررررر پارت جدیددددد
لایک بکنن ترو روح ارواحت😐🔪🎀
دیدگاه ها (۳)

سلام سلام👋امشب میخوام براتون چند پارت بزارم عشق کنیدد

𝑀𝓎 𝒮𝒶𝒹𝒾𝓈𝓂𝒾پارت ۱۶توی افکارم غرق شده بودم...به خودم اومدم دید...

https://abzarek.ir/service-p/lovely1/2559161اینو انجام بدید ...

پروف عوض شد دوباره😁😁

My uncle (part 25)

پارت ۱۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط