{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝑀𝓎 𝒮𝒶𝒹𝒾𝓈𝓂𝒾

𝑀𝓎 𝒮𝒶𝒹𝒾𝓈𝓂𝒾


پارت ۱۶

توی افکارم غرق شده بودم...به خودم اومدم دیدم خوابه..خیلی گوگولی خوابیده بود..از روش پاشدم و رفتم کنارش دراز کشیدم..
_کاشکی میتونستم بهت بگم دوستت دارم..
+الانم دیر نشده...*آروم بم*

چی؟! یعنی الان اون بیدار بوددد؟؟؟برگشت سمتم و چشماشو باز کرد..
+بهم بگو دوستم داری!..
_چی؟ نهه من نمیتونم!..
+هه..اعتراف کن..
_نمیکنمم..

کمرمو گرفت و به خودش نزدیک کرد..فاصله صورتامون خیلی کممم بود..نفسش رو روی پوستم حس میکردم..
+بگو..*بم*
_د..دوستت د..دارم..
+بلند تر..

دیگه طاقت نیاوردم و گردنشو گرفتم و لباشو به لبام نزدیک کردم..عاشقانه میبوسیدمش و اون هم همراهی می‌کرد.. دستم داخل موهاش قفل شد..حس خیلی خوبی نسبت به این کارم داشتم..محکم کمرمو گرفت و بدنم به بدنش چسبید..پاهاشو گذاشت سر بدنم و کاملا منو یه خودش قفل کرد..پشت گردنش رو گرفتم و با شدت بیشتری ادامه دادم...

هوا خیلی توی اتاق گرم شده بود و تنش بین ما بیشتر..من لباس تنم بود و اون فقط با باکسر خوابیده بود..!
لباسام از شدت عرق به بدنم چسبیده بود..آخر نفس کم آوردیم و از هم جدا شدیم

کوک یه نگاه به من کرد..
+اوه..بیب خیلی گرمت شد؟*نفس نفس*
_خب چیکار کنم..اولین بارم بود خودم این کارو میکردم!* نفس نفس*
اومد و منو داخل بغلش گرفت
+عاشقتم..
_منم همینطور...

و بعد خوابمون برد..

"صبح ساعت ۹"
با صدای آلارم گوشی مزخرف چشمامو نیمه باز کردم
_اَهههه لعنتی..
آلارم رو خاموش کردم و یه پیام دیدم
◇سوهی! کجایی؟؟ یه خبر مهم دارم!
از سر جام پاشدم کوک هنوز خواب بود ولی وقتی دید من تکون میخورم بیدار شد..
+کجا میری؟..
_میرم بیرون جیمین پیام داده کارم داره..
+هوممم..باشه..برو

سریع از سر جام پاشدم و رفتم یه دامن مشکی با کراپ قهوه ای و یه سوییشرت سفید پوشیدم و موهامم با کلیپس بستم و رفتم بیرون

"ویو کافه"
رفتم نشستم بعد از چند دقیقه جیمین هم اومد..
_سلام
◇سلام چطوری؟
_خوبم خب کار مهمت چیه؟؟
◇راستش جونگ کوک اصلا سادیسم نداره..اون به دلیل مشکلاتی که داخل زندگیش پیش میاد افسردگی میگیره و بعد یه روز با ماشین تصادف میکنه و همه چی یادت میره...
_واقعا؟؟
◇اوهوم..
_راستش از قبل فهمیده بودم..چون چیز هایی که میگه و اخلاقی که داره اصلا به سادیسمی ها نمیخوره..
◇ خوبه که میدونی..
و بعد از کافه رفتیم بیرون..



واقعا دست ادمین شکست یه لایک نمیکنی؟؟🔪🤨🗿
دیدگاه ها (۰)

𝑀𝓎 𝒮𝒶𝒹𝒾𝓈𝓂𝒾پارت ۱۷تنی راه جیمین ازم جدا شد و رفت پی کار خودش....

𝑀𝓎 𝒮𝒶𝒹𝒾𝓈𝓂𝒾پارت ۱۸وارد مغازه کت و شلوار شدیم و کوک رفت پرو کن...

سلام سلام👋امشب میخوام براتون چند پارت بزارم عشق کنیدد

𝑀𝓎 𝒮𝒶𝒹𝒾𝓈𝓂𝒾پارت ۱۵تا به خودم اومدم فهمیدم که داره شونه هامو ت...

My uncle (part 32)

in your eyes

in your eyes

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط