{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

معلم برای سفیدبودن برگ نقاشی ام تنبیهم کرد و همه خندیدند.

معلم برای سفیدبودن برگ نقاشی ام تنبیهم کرد و همه خندیدند.اما من خدایی راکشیدم که دیدنی نبود.تو را به او میسپارم...دوووووووست دارم
دیدگاه ها (۳)

تا حالا شده وسط اس ام اس بازیاتون بغضت بگیره؟گه اگه نباشه؟! ...

تمام خستگی هایت را یکجا میخرم...توفقط قول بده صدای خنده هایت...

M

منو اقامون همین الان یهووییییسبیلاشو عشقه خخخخ

همیشه گنج تو خرابست...«معلم ازش پرسید: "اینجا چیکار می‌کنی؟"...

🍊🍂تو می‌دانی من چقدر ذوق دارم برایپاییز؟ برای خنکای عصرهنگام...

پروردگاری که برای میلیاردها و میلیاردها برگ درخت، هر کدام مس...

.MY GOOD MISTAKE.

پادشاهی درویشی رابه زندان انداختنیمه شب خواب دید که بیگناه ا...

نقاشی از نورا/ random with new hair clip

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟓 | دریاچند ماه بعد، بهار از راه رسید.ا/ت بالاخره تصمیم...

پارت:۶

گذر کن...از هر دستی که رهایت کرد،از هر فصلی که تمام شد،از هر...

پارت:۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط