{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختر زیبایی نیستم

دختر زیبایی نیستم
موهایی دارم سیاه
که فقط تا زیر گردنم می آید
و نه شب را به یادت می آورد
نه ابریشم
نه سکوت شاعرانه
نه حتا خیالِ یک خواب آرام
پوست گندمی دارم
که نه به گندم می مانَد 
نه کویر
و چشم هایی دارم
که گاهی سیاه می زنَد
گاهی قهوه ای 
و گاهی که به یاد مادرم می افتم
عسلی می شوند و گاهی خیس
دست هایم 
دست هایم 
دست هایم مهربانند
و هر از گاهی
برای تو
به عشق تو
شعر می نویسند 
مرا همین طور ساده دوست داشته باش
با موهایی که نوازش می خواهند
و دستهایی که نوازشت می کنند
و چشم هایی
که به شرقیِ صورت من می آیند
دیدگاه ها (۴۱)

بفرمایید استامبولی دنی پز یهوییاووووفففف😉 😋 😋 😋 🙈

اینم سالاد دنی چطوره😋 اووووفففف😄 🙈

جانان سری به دلشدگانش نمی زندجان بر لب است عاشق چشم انتظار ر...

ای انکه طبیب درد های مایی این درد ز حد رفت چه می فرمایی؟

وای من نمیدانستم آن چشم ها برای چه کسی است؟ نمی توانستم تصور...

اسم رمان《 چشم های بی انتها 》پارت ۳باد از هر طرف میوزید اسمان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط