{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

fake kook

fake kook
part*⁶

م: بفرما از شوهر جانت بپرس
ا.ت: چیشده
پ.ب: ا.ت تو میدونستی
ا.ت: چیو پدربزرگ
پ.ب: که پسر و عروسم تو تصادف از دنیارفتن
ا.ت: بله همین چند روز پیش فهمیدم
م.ب: پسر تو واقعا با خودت چی فک کردی اون پدر عوضیت چی فک میکرد که اومدین اینجا خودتون جای پسرم جا زدین
پ.ب: اروم باش
کوک: من واقعا متاسفم اینجا هم برا عذر خواهی اومدم
پ.ب: اون پدر مادر عوضیت کجان
کوک: نمیدونم فک کنم رفتن خارج از کشور
پ.ب: پس بخاطر همین تو اومدی اینجا
کوک: من متاسفم
پ.ب: حرفی ندارم
لویی: حیف اون یه هفته ای که با تو گذروندم
ا.ت توهم سریع برو جدا شو ازش
کوک:و قبل از اینکه برم بگم که یک نوه گل هم دارین
پ.ب: چی
کوک: اینو ا.ت میدونه ازش بپرسین
اینو گفت رفت سریع رفتم دنبالش
ا.ت: کوکککک
پ.ب: ا.ت صبر کن نرو همینجا بمون
ا.ت: تروخدا بزارید برم
پ: ا.ت حرف پدربزرگت رو گوش بده
ا.ت: چشم
پ.ب: حالا نوه گلم دختره یا پسره
ا.ت: یه پسره هم سن سال جونگکوک
م: تو میشناسیش
ا.ت: اره اینروزا یکم صمیمی شدیم
پ.ب: میخوام ببینمش
ا.ت: اون هنوز نمیدونه
پ.ب: باهاش حرف بزن
ا.ت:نمیتونم
پ.ب: ببین ا.ت نوه عزیزم تنها کسی هستی که میتونی کمکمون کنه

#کوک
#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۱)

fake kookpart*⁷با گریه از خونه رفتم بیرون زنگ میزدم به کوک ج...

fake kook part*⁸تهیونگ: باشه میاما.ت: خب بریم تهیونگ: نمیخوا...

fake kookpart*⁵چند روز بعداز دید ا.تتو کافه نشسته بودمتهیونگ...

fake kookpart*⁴ صبحچشمامو باز کردم جونگکوک دیدم اشک تو چشما...

#سکـوت‌من_آهـنگ‌تو#Part_14···قلب ا/ت ریخت..ا/ت ناراحت گفت : ...

𝐍𝐨𝐭𝐡𝐢𝐧𝐠 𝐥𝐚𝐬𝐭𝐬 𝐟𝐨𝐫𝐞𝐯𝐞𝐫. Part=۱ ...

کوک : ا. ت من بهت دروغ گفتما. ت : چی؟یعنی چی؟کوک :.......ا....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط