{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هرگاه دفتر محبت را ورق زدی...!

هرگاه دفتر محبت را ورق زدی...!


و هرگاه زیر پایت خش خش برگها را حس کردی...!


هرگاه در میان ستارگان آسمان تک ستاره ای تنها دیدی...


برای یک بار در گوشه ای از ذهن خود،


نه به زبان...!


بلکه از ته قلب خود بگو...!


یادت بخیر...
دیدگاه ها (۵)

مثل یک مسافر،پیشانی ات را میبوسد...به امیدِ دیداری میگوید ،و...

چه عاشقانه است قدم زدن زیر باران غم تنهایی... چه عاشقانه اس...

از مرز متنفرم ...از خطی که قابل دیدن نیست . . . .مرزها گاهی ...

برای خاموشی شب های انتظارم ،فقط یک فوت کافیست . . .خـــــامو...

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬p4تهیونگ بین راهروها پرسه می‌زد. نمیدونست دفتر ...

پارت ۹ راز ستارۀ درخشان

مرد سایه ها 19

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط