{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬
p4
تهیونگ بین راهروها پرسه می‌زد.
نمیدونست دفتر معلما کجاست. مدرسه ی بزرگی بود اما تهیونگ فکر می‌کرد خودش تنهایی از پس همه چیز بر میاد. تک تک اتاق هارو گشته بود. تک تک طبقه هارو هم همینطور. یعنی پیدا کردن دفتر معلما انقدر سخت بود؟
کم کم داشت خسته می‌شد. زیر دلش طوری تیر می‌کشید که دست هاش از شدت درد مشت میشدن و پاهاش تقریبا بی حس بودن.
صندلی ای تو راهرو پیدا کرد و نشست.
صدای پایی می‌شنید که حدس می‌زد از پله ها پایین میان.
گون شیک بود.
- اوو تمشک‌کوچولوم هیت شده؟
+ تمشک کوچولوت؟ حالم رو به هم نزننن اَیییی
- خیلی پر رو شدی امگا
+ پر رو که بودم، تازه کجاشو دیدی؟
گون شیک صورتشو نزدیک تهیونگ کرد و به لب هاش خیره شد.
تهیونگ پررو بود، می‌تونست از خودش دفاع کنه، ولی هنوزم امگا بود.
نمی‌خواست قبول کنه ولی تقریبا ترسیده بود.
گون شیک دستاشو کنار تهیونگ گذاشت و اونو به سمت دیوار هُل داد.
همین که نزدیک صورتش شد درد شدیدی تو ساعد دستش احساس کرد. تهیونگ گازش گرفت و بعد از زیر دستاش فرار کرد و دوید.
همونطور که میدویید داد میزد
- مرتیکه منحرففففف
برگشت تا چک کنه گون شیک دنبالش نیومده که ناگهان حس کرد چیزی نگهش داشته.
جونگکوک بود. سر تهیونگ بین سینه های جونگکوک فرو رفت.
تهیونگ با تعجب سرش رو بالا آورد.
- کیم، چرا نگفتی نمیدونی دفتر معلما کجاست؟
+ آم خب من...
گون شیک از اون ته داشت میدوید.
- پارت میکنم امگا کوچولو
تهیونگ پشت جونگکوک قایم شد.‌
جونگکوک تعجب کرده بود.
آروم با دوتا از انگشت هاش ساعد تهیونگ رو لمس کرد و کمی جلو کشید و سمتش برگشت.
- چی شده کیم؟
+ اون منحرف میخواست من رو ببوسه منم ساعدش رو گاز گرفتم و فرار کردم.
ـ هردوتون برید دفتر.
دیدگاه ها (۶)

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬p5ـ یعنی داری میگی این امگای کوچولوی بامزه دستت...

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬p6J: بسیار خب؛ کیم،با من بیا وسایلم رو از کلاس ...

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬p3کم کم بوی تمشک شیرینش تو کل کلاس پخش شد. + ا....

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬p2- بشین سر جات. هی هوانگ، بیا اینو برام حل کن....

#زیر_نور_ماه پارت12وقتی رسیدن هردوشون روی تخت ولو شدن ...از ...

#زیر_نور_ماه پارت11جونگکوک لباس هاش رو پوشید و گفت : هیونگ م...

𝑾𝒉𝒆𝒏 𝒕𝒉𝒆 𝑯𝒂𝒏𝒅𝒔 𝑻𝒖𝒓𝒏 𝑩𝒂𝒄𝒌p30جونگکوک خمی به ابروش داد:« بلبل ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط