{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داشتم از راه مدرسه ب خانه میامدم ک متوجه ی پسر شدم ک ب دن

داشتم از راه مدرسه ب خانه میامدم ک متوجه ی پسر شدم ک ب دنبالم افتاد
اولش مثل بچه ها تند تند عرق میکردم تا رسیدم سرکوچمون
شمارشو بای دست گل تحویل داد اولش دوستداشتم پارش کنم ولی بعدش
ب خودم گفتم ن بزار زنگ بزنم بهش زنگ زدم باهام ابزارعلاقه کردیم
و منو وابسته خودش کرد ودوستیمون 6سال طول کشید تا ی روز ک میشه روز1391/1/25روز والنتاین بود باهم ب بیرون رفتم هوا
نسبط سرد بود یدفعه داشتیم راه میرفتم ک متوجه شدم از دهان ودماغ علی خون میاد
سری بهش دستمال دادم و ماشین گرفتم سری اونو ب
بیمارستان رسوندم سری علی بستری کردن من مثل باران اشک مریختم
وقتی اقای دکترامد ازش سوال کردم اقای دکترچیشد و دکترباصدای لغزندش گفت:
((خانم متاسفم اقای شما مبطلا ب سرطان خون هس))
همونجا دنیا ب سرم زهرمار شد
دیدگاه ها (۲۰)

به یادتم هنوزم، اگر چه زود رفتیاگرچه بی‌تفاوت به هرچه بود رف...

شاید به چشم تو نیام، با ظاهر همیشگی شاید دیگه خسته شدی، از ا...

بهزاد لیتو خودم درستش کردم

این دسته گل تقدیم ب دوست خوبم سنا

{مافیایی برای من}پارت:۱ویو صبح :ویو تهیونگ:اه با آلارم کوفتی...

Forced to be by your sideبه اجبار کنار تو part:8ویو جونگکوک ...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_1 ویو میرا تقریبا 4 ساعت ...

شوگا: ات برای. به هوش اومیدن به اومید نیاز داره. اگه اینجور...

انتقام یا عشق

ادامه پارتسوار ماشین شدم. و رفتم. وقتی رسیدم خوخه. نگاه ساعت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط