{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من هیچ نمی خواهم

من هیچ نمی خواهم ...

تنها صدایت را می خواهم تا موسیقی سکوت لحظه هایم باشد

نگاهت را می خواهم تا روشنی چشم های خسته ام باشد

وجودت را می خواهم تا گرمای قندیل آغوشم باشد

خیالت را می خواهم تا خاطره لحظه های فراموشم باشد

دست هایت را می خواهم تا نوازشگر بی کسی اشک هایم باشد

و تنها خنده هایت را می خواهم تا مرهم کهنه زخم های زندگی ام باشد

آری تنها تو را می خواهم ...
دیدگاه ها (۱)

دوستت دارم تنها رنگی است که سرخی پاییز را به عشق رنگ می آمیز...

آخرین باره می بینمت وای این غم کمی نیست برمی گردونم رومو نب...

آشناهای غریب همیشه زیادند آشناهایی که میایند و میروند آشناها...

دو دریچه دو نگاه دو پنجره، دو رفیق دو هم‌نشین دو حنجره دو مس...

شاید واقعا ضعیفماری من ضعیفمضعیف در برابر ان نگاه ها،..ضعیف ...

مهتایِ عزیزم ؛ از ژرفای جانم انجا که لغات عاجزند از وصف ، تو...

«وقتی فرشته ای آرزو میکند » دست غبار گرفته ام را با انگشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط