{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت هفت

پارت هفت

اما- فعلا نمی تونیم جایی بریم اول بریم توی سالن بعد فهمیدیم چه خبره اونوقت تصمیم میگیریم( تصمیم میگیریم رو خیلی محکم گفت)
مارک- کجا خانم خوشگلا یعنی به ما اعتماد ندارید ؟همه دارن برای ما غش میرن
اسی- چرا نمیری پیش همونا عمویی انقدر از این دخترای لوس بدم میاد حتی نمیتونن پسر خوشگل پیدا کنن( با تنه گفت)
بم بم- این حرفی که زدی با ما بودی نه؟
جولیا- به خودت شک داری؟
جونگ کوک- نه اینطوری نمیشه من باید شما رو مال خودمون کنم
سارا- وات؟آقا به ظاهر محترم برو کنار تا نزدمت کمپوت شی ( از اون کمپوت کوکیا🤣)
کریس- با شما جایی نمیرسیم؟
اسی- مال این حرفا نیستید جوجه( یوهاهاها😅)
مینهو-بابا اینو بدید به ما برید دیگه انقدر چیز نکنید ( این الان چی گفت خدا وکیلی این چی گفت یکی معنی کنه )
کای- آروم آروم بررررررَ قشنگ دوختی پوشیدی نه؟
جسیکا هنوز محو دی او و جین بود که گفت اره قشنگ پوشیدم ( یکی اینو بگیره ابرومونو برد دختره...... هرجور دوست دارید جای خالی رو پر کنید)
دیدگاه ها (۱۹)

پارت هشتمته ایل امد در گوش سارا گفت:مال خودمیسارا :چیییی?ببی...

پارت نهمخب رفتیم کافه به حساب کریس و سهون ( آخی بابایی ناراح...

پارت ششمجسیکا اروم در گوش کامیلا گفت:وایییی جینو چقدر خوشگله...

پارت پنج اما- هی ترمز دستی رو بکش چقدر تند میری اول باید مطم...

بابایی من

" راز پنهان " -004-#Hidden_secret  —-—-—-—-—-—-—-—... واق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط