{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بلدم تكیه كنم باز به دیوار خودم

بلدم تكیه كنم باز به دیوار خودم
یا حصاری بکشم دور و بر غار خودم

بلدم آه به آه از تو بگویم هر بار
تا بسازم قفس از غصهء بسیار خودم

#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۲)

تو به صبحِ پاییز میمانیپر از ابهتِ عشق و مهربانیچون برکهء نی...

ابر و خورشید و شب و ماه و فلک گم شده انداز همان صبح که چشمان...

شاد می‌ریخت ز چشمم نَمی از اشک وصالبعد عمری که دیدمش دوش به ...

"دیری‌ست که دلدار پیامی نفرستاد"ویران شود این خانه که wifi ن...

²² : ²²..نمی‌دانم چطور بگویَم.تو برای من هیچ نیستی، و در عین...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۴

ویو جونگکوکرسیدیم عمارت گربه هام از ماشین پیاده شدیم+وای یعن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط