قبل تر ها فکر می کردم من به تو تعلق دارم و تو به من...
قبل تر ها فکر می کردم من به تو تعلق دارم و تو به من...
هر لحظه که دلم هوایت را میکرد و بی تاب دیدنت میشدم ،
شب را به شوق تو به فردا میرساندم و چشمانم را به روی چشمان تو می گشودم تا دلتنگی ام به پایان رسد...
امروز که از آن روزگاران تکرار ناشدنی خبری نیست...
هرگاه دلم برایت تنگ میشود ،
چشمانم را در خیال تو می بندم تا با رویای دیدنت دلتنگی ام به انتها رسد...
از این چرخش دوران شگفت زده ام !
دیروز و امروز چاره و دلتنگی ام تو بودی ،
می دانی چه طور؟!
با یک چشم گشودن و یک چشم بستن!!!
هر لحظه که دلم هوایت را میکرد و بی تاب دیدنت میشدم ،
شب را به شوق تو به فردا میرساندم و چشمانم را به روی چشمان تو می گشودم تا دلتنگی ام به پایان رسد...
امروز که از آن روزگاران تکرار ناشدنی خبری نیست...
هرگاه دلم برایت تنگ میشود ،
چشمانم را در خیال تو می بندم تا با رویای دیدنت دلتنگی ام به انتها رسد...
از این چرخش دوران شگفت زده ام !
دیروز و امروز چاره و دلتنگی ام تو بودی ،
می دانی چه طور؟!
با یک چشم گشودن و یک چشم بستن!!!
- ۱.۰k
- ۰۵ اسفند ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۴۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط