{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

يادته يه روزي بهم گفتي:

يادته يه روزي بهم گفتي:
هر وقت خواستي گريه کني برو زيرِ بارون که نکنه نامردي اشک هاتو ببينه...
و بهت بخنده گفتم: اگه بارون نيومد چي؟؟؟
گفتي: اگه چشم هاي قشنگ تو بباره آسمون گريه ش ميگيره...
گفتم: يه خواهش دارم ؛
وقتي آسمونِ چشام خواست بباره تنهام نزار...
گفتي: باشه...
حالا امروز من دارم گريه ميکنم...
اما آسمون نمي باره و تو هم اون دور دورا ايستادي و داري بهم مي خندي.؟؟؟
دیدگاه ها (۲۴)

پارت ۲۱شب شده بود. صدای بارون که از پنجره میومد، خونه رو کرد...

رمان لیچافصل ۳:برج شروع پایان من و توپارت ۳چاعان:خوبیلیا:نه ...

P²⁹The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

سلام بچه ها اومدم اولین فیلم رو بدم بیرون که فقط هم همین یه قسمته ببخشید اگه بد بود فقط یادتون بمونه

سناریو جونگکوک

🩸 نیشِ نیمه‌شبقسمت اول — آن شب که جونگین پیدایت کردبارون از ...

Part ⁴

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹³ دو ساعت بعد__________...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 184♡⁠。⁠)⁩تا خود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط