{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک جونگ کوک

فیک جونگ کوک
برادر ناتنی من ۱۲

*مرور خاطراط* توی ماشین
جونگ کوک : اونا رو برای کی خریدی ؟؟
بورا:کسی رو ندارم
جونگ کوک :انقد ادای دخترای بی کس رو در نیار .
بورا:نگه دار
جونگ کوک :واینمیسم .
*بورا در رو باز میکنه *
جونگ کوک :باشه دیوونه وایسا.
"پرش زمانی"برج نامسان
بورا :هیچ وقت فکر نمیکردم اولین باری که میام اینجا قصدم مرگ باشه .
جونگ کوک :بورااا با هر حرفی میخوای بمیری حتی کوچیک تریناش ؟؟.........خیلی مصممی ؟؟
بورا: من اصلا مصمم نیستم لعنتی به خاطر تو و مادر میخوام تمومش کنم !!
*پایان مرور خاطرات*
با یاد اوری این خاطرات از خودم متنفر شدم و گفتم :بورا ..... معذرت میخوام .
فکر کنم خودش فهمید منظورم چیه ! چون ی لبخند زد.
ادامه داد :دو تا نامه براتون نوشته بودم تا بعد از مرگم بخونید اما حالا که زندم و اینجام و شما فهمیدید ترجیح میدم خودم بهتون بگم ، مادر از شما ممنونم که منو به فرزندی قبول کردید و تا اخر عمرم ازتون مچکرم و جونگ کوک شی بابت مزاحمتی که ایجاد متاسم امیدوارم وقتی رفتم زندگی شادی داشته باشید با اجازتون اصلا حوصله ی درد کشیدنو ندارم تا همین الانشم که زنده موندم خوشحالم میخوام زود تر تمومش کنم .
مادر :داری چی میگی بورا ؟؟؟
فردا صبح میرم بیمارستان و دارو بهم تزریق میکنن و چند دقیقه بعد به ی خواب همیشگی میرم .
با گریه بلند شدم به سمتش رفتم و گفتم :منو ببخش بورایا معذرت میخوام تروخدا ببخشمممممممممممم من غلط کردم تروخدا .........نروووووو


#بی_تی_اس
#کیم_نامجون
#کیم_سوکجین
#مین_یونگی
#جانگ_هوسوک
#پارک_جیمین
#کیم_تهیونگ
#جئون_جونگکوک
#نامجون
#سوکجین
#یونگی
#هوسوک
#جیمین
#تهیونگ
#جونگکوک
#آرام
#جین
#یونگی
#جیهوپ
#موچی
#ته_ته
#جی_کی
#آرمی
#فیک_بی_تی_اس
#فیک_جونگکوک
#فیک_تهیونگ
#فیک_جیمین
#فیک_هوسوک
#فیک_یونگی
#فیک_جین
#فیک_نامجون
#میکس_بی_تی_اس
#میکس_جونگکوگ
#میکس_تهیونگ
#میکس_جیمین
#میکس_هوسوک
#میکس_یونگی
#میکس_جین
#میکس_نامجون
#ویدیو_فان_بی_تی_اس
#bts
دیدگاه ها (۵)

فیک جونگ کوک برادر نا تنی من ۱۳ اخر ۲ هفته بعد:با مادر رفته ...

فیک جیمین :تنها چیزی که لازم بود ۱تنها چیزی که لازم بود .ا/ت...

فیک جونگ کوک برادر ناتنی من۱۱مادر :این حرفا چیه میگی دخترم ؟...

برای فیک بعدی :تک پارتی جیمین : تنها چیزی که لازم بودچند ...

part35 عشق پنهان《ویو ات》توی راه سکوت بود تا بلاخره رسیدیم از...

پارت دوم رمان دختر کوچولوی من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط