{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رنجنامه ای در جور و جفای «هوای نفس» ! :

رنجنامه ای در جور و جفای «هوای نفس» ! :

تکیه کردم بر وفای او، غلط کردم غلط،
باختم جان در هوای او، غلط کردم، غلط،

عمر کردم صرف او، فعلی عبث کردم، عبث!
ساختم جان را فدای او، غلط کردم، غلط!

دل به داغش مبتلا کردم، خطا کردم، خطا!
سوختم خود را برای او، غلط کردم، غلط،

اینکه دل بستم به مهر عارضش بد بود، بد!
جان که دادم در هوای او، غلط کردم، غلط!

نگذرم زین پس به بزمت نفس، خوارم کرده ای !
تا نداد کس که چون بی اعتبارم کرده ای.
دیدگاه ها (۲)

در حکایت است که حضرت یوسف از بالای قصر جوانی را دید که با لب...

تو درخت روشنایی،گل مهر برگ وبارت،تو شمیم آشنایی،همه شوق ها ن...

«تجربه کردم تا یادم باشد» که : افکار عالی با پشتکار عالی زند...

گذشته، یک زخم پیر و کهنه اس، خوب نمی شه؛ تو ابرا، یه ابر گری...

هم اتاقی قدیمی -پارت-۳۶

لعنتی، تمام آن ساعت‌ها به این فکر می‌کردم که مگر نمی‌گویند م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط