{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گذشته، یک زخم پیر و کهنه اس، خوب نمی شه؛

گذشته، یک زخم پیر و کهنه اس، خوب نمی شه؛
تو ابرا، یه ابر گریه سازه، دور نمی شه؛

یه مرغ جلده که هیچوقت نمیره؛
یه دشتِ خشک که با اشک جون می گیره؛

یه زنجیره، یه بنده، یه دیوارِ بلنده؛
گذشته مثل کوهه، جنسِ سنگه؛

چه سخته، چه سخته، گذشتن از تو دیوار گذشته؛
یه خوابه، رسیدن به فردایی که پُشت اون نشسته؛

گذشته!! تو فریاد تموم گریه¬هامی؛
یه عمره، تو بیداریِ تلخ قصه¬هامی؛

تو شبهامو به بیزاری کشوندی، تو؛ خورشید یه بیخواب سوزوندی؛

تو آزاری، تو دردی، یه دیوار بلندی؛ گذشته، جنس کوهی، مثل سنگی؛

چی می شد، چی می شد، تموم لحظه های من که می رند؛
بیمرند، بمیرند، که امروزِ منو از من نگیرند!!
دیدگاه ها (۱)

«تجربه کردم تا یادم باشد» که : افکار عالی با پشتکار عالی زند...

رنجنامه ای در جور و جفای «هوای نفس» ! :تکیه کردم بر وفای او،...

قصۀ برگ و بادِ تموم سرنوشتم،بهار می خوام اما پائیزیِ سرشتم،ی...

گفتی بمون، با من بمون، گفتم می مونم،گفتی با دلتنگی بخون، گفت...

سناریو جونگکوک

‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ...

سناریو جونگکوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط