{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیکشن هزبین هتل TVDeer

🪶 فیکشن هزبین هتل (TV-Deer):
✍🏻 پارت سیزدهم:

وینسنت حرفشو میپیچونه و با لبخند حرف میزنه..

~ خب، میدونی اونا علاوه بر اینکه همگروه و همکارای منن، دوستامم هستن..
- عاو.. گرفتم..

واکس یه لیوان نوشیدنی برمیداره و دوباره یه گوشه میشینه..

~ البته.. ولنتینو هم خیلی دوس‌داشتنیه!

واکس جا میخوره و نوشیدنی داخل دهنشو تف میکنه بیرون! (★ خودتون میدونید چی میگم..)

- چی؟؟؟
~ مشکلی داره؟ من.. منظورم اینه که با اون صمیمی تر و راحت ترم..
- مگه نگفتی الستورو دوس داری؟

وینسنت حرف واکس رو تایید نمیکنه ولی لپاش گل میندازه و با خجالت حرف میزنه..

~ من.. من هرگز اینو نگفتم.. به هیچکس..
- چــ.. (باخودش فکر میکنه: اوه لعنتی، یادم رفت اینو بهم نگفته، ولی مطمئنم همچین حسی به الستور داره..)
~ تو.. از کجا اینو فهمیدی؟ کسی بهت گفته؟
- نه، مگه نگفتی کسی نمیدونه؟
~ اما تو میدونی!

وینسنت از این اتفاق معذبه.. سعی میکنه خودشو جمع و جور کنه.. از جاش بلند میشه و میره سمت اتاقش اما درست جلوی چارچوب در وامیسته و سرشو برمیگردونه به سمت واکس، طوری که فقط یه نیم نگاه بهش بندازه..
با خستگی و یه حسی شبیه ناراحتی حرف میزنه..

~ تو.. آدم عجیبی هستی..

وینسنت میره و درو میبنده درحالی که واکس با سردرگمی سرجاش خشک شده..
دونستن همه چیز خوبه اما اگه اینکه چی میدونی رو لو بدی میتونه دردسر بسازه..

- پسر.. فکر کنم زدم تو ذوقش..



چقد بالا پایین شد، ایدش از روی اسپویل و سوتیای خودمه، واکس جان بدجور ریدی آب هم قطعه..🌚🤝
میخوام همشو بنویسم بزارم به یه ورم.. خسته شدم یه باری رو دوشمه انگار..🌚😂 (خداکنه تا اخر هفته تموم شههه)
داغ داغ بنویسم میزارم

★ بقیه پارتا:
https://wisgoon.com/c/2350057
دیدگاه ها (۴)

دیگه هر چی بگی گوه خوردم فایده نداره..🌚💔#ارکین #سیلکو #جینکس...

این ادیت و این اهنگ بیلی..#ارکین #سیلکو #جینکس#arcane #silco...

#arcane #silco #jinx#ارکین #سیلکو #جینکس

من کیم؟تو بی‌نقصی..تو پاودری..تو نحسی..#ارکین #سیلکو #جینکس#...

🪶 فیکشن هزبین هتل (TV-Deer):✍🏻 پارت دوازدهم:بعد از گذشت چند ...

🪶 فیکشن هزبین هتل (TV-Deer):✍🏻 پارت هشتم:* واکس فوری قایم می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط