۳۸
یونگی
منشی: خیلی خوش اومدید
*: خونه جدید مبارک باشه
منشی: خیلی ممنون من واقعا میخواستم همگی با خانوادتون باشید به خصوص اقای مین من واقعا دوست داشتون همسرتون و دختر گلتون امشب تشریف داشتن ولی گفتم اول یه مهمونی ساده خودمونی بگیریم یه روز دیگه همه با خانواده تشریف بیارید من خیلی خوشحال میشم دعوتتون میکنمم حتما
چند دقیقه بعد
داشتم به ا/ت پیام میدادم
ا/ت: امشب بیا دنبالمون
یونگی: چشم دلم خیلی برات تنگ شده💕
ا/ت: برای من یا برای یونا 😎
یونگی: برای هردوتاتون دوست دارم بغلتون کنم یعنی یونا رو بغل کنم
ا/ت: پس من چی؟ 🥺
یونگی: وقتی یونا خوابید بوست میکنم و بهت عشق میورزم🥰😘
ا/ت: خیلی لوسی😂
یونگی: راست میگم نخند
ا/ت: ببخشید🥺
یونگی: عشقم دلم میخواد همین الان ببینمت 💞
ا/ت: تا امشب صبر کن دیگه
یونگی: یونا جدید نمیخوای؟
ا/ت: یونا جدید😂
یونگی: شوخی کردم عزیزم من برم کار دارم بای✋🏻
ا/ت: ✋🏻✋🏻
منشی: اقای مین
یونگی: بله
منشی: حواسم بود نوشیدنی هیچی نخوردید
یونگی: میخوام رانندگی کنم
منشی: خب راننده هست امشب شب خوبیه باید خوشبگذرونیم
یونگی: باید برم دنبال همسرم و دخترم
منشی: اها یه لحظه اقای مین میاید تو اتاقم
یونگی: باشه بریم
رفتیم تو اتاق
یونگی: بفرمایید چیزی شده؟
منشی: نه فقط امشب خیلی خوشحالم همین
یونگی: چه کاری از دست من ساختست؟ چیکار میتونم کنم؟
منشی: امشب کنارم بمون
یونگی: بله؟
منشی: یه راننده میگیرم بره دنبال همسرتون و دخترتون بعد تو بهشون بگو کار داری امشب کنارم باش
یونگی: باشه فقط صبر کن تنها بشیم
منشی: میدونستم قبول میکنید باشه میتونک غیر رسمی باهاتون حرف بزنم
یونگی: نه تو منشیمی
منشی: منشی؟ ولی امشب فکر کنم یکم از منشی بالاترم
یونگی: کی گفته؟ تو منشی هستی منشیم میمونی
منشی: امشب شب رویایی برات میسازم
یونگی: مگه نمیخوای کار کنی؟
منشی: کار؟ منظورم این نبود اینجا بمونی کار کنی شب هم کارو کنار نمیزاری
یونگی: دقیقا منظورت چی بود بگو؟
دستشو دور گردنم حلقه کرد
منشی:خب راستش منظورم این بود که بزار یه شب زنت باشم
دستشو جدا کردم
یونگی: من یه تار موی ا/ت و یوناهم ترجیح میدم به تو داری میگی یه شب زنت باشم؟ خیلی مسخرست
منشی:من از ا/ت هم جذاب ترم
یونگی: دهنتو ببند فردا بیا نامه اخراجتو ببر بیش از حد داری خودتو بالا میبری با اینکه پایین ترین کار رو تو شرکت داری فقط یه منشی ساده بیشتر از این نیستی پس حواست به سطحت باشه
منشی: من غلط کردم منو اخراج نکنید
درو باز کردم رفتم بیرون
*: اقای مین بفرمایید نوشیدنی
نوشیدنی ها رو لباسم ریخت
*: وایی ببخشید الان تمیزش میکنم
#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۱۳)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.